فکر بنیانبانک مقالات روان‌شناسی

سلامه حسن حسين أبوبكر

۱ مقاله

همه‌ی آثار سلامه حسن حسين أبوبكر در فکر بنیان مشاهده ←

هم‌نویسندگان: Haytham S. I. SulaymanSalama H. H. AbubakerAyman A. H. Othmanهيثم سالم إبراهيم سليمانأيمن أحمد حسن عثمان

The Phonological Restructuring of Verb’s Form II and III Agentive Nouns in Almarj Dialect: A Stratal Optimality Theory

بازساخت واجی اسم‌های فاعل مزید باب دوم و سوم در گویش المرج: نظریه بهینگی لایه‌ای

أيمن أحمد حسن عثمان; سلامه حسن حسين أبوبكر; هيثم سالم إبراهيم سليمان; Ayman A. H. Othman; Salama H. H. Abubaker; Haytham S. I. Sulayman المجلة الليبية للدراسات الأكاديمية المعاصرة, 2026, Vol. 4, Issue 2 https://doi.org/10.65417/ljcas.v4i2.398

چکیده

يهدف هذا المقال إلى تقديم شرحًا نظريًا تفصيليًا لآلية اشتقاق أسماء الفاعل المَزيدة في لهجة مدينة المَرْج الليبية من اللهجة البَرْقاوية، مع تركيز خاص على الحالات التي تكون فيها عملية الاشتقاق صعبة. في اللغة العربية، تُبْنَى أسماء الفاعل من الصيغتين الثانية والثالثة بأسلوب واضح من خلال إدراج البادئة /م/ مضمومة، والتي يمكن أن ينتج عنها صِيَغ مِثْل مُكَسِّر ومُسَاعِد. أما لهجة مدينة المرج، فتُظْهِر اختلافًا كبيرًا في هذا الوزن الصَرْفيّ، حيث يُحْذَف الصوت القصير (الضمة) في بداية الكلمة غالبا لينتج عنه التقاء السواكن في بداية الكلمة (مثلا: مكسر). هذا النوع من التقاء صوت رنان وآخر انحِباسي لا يُقْبَل به في لهجة المرج بسبب قواعد التلاقي الصوتي. وبناءً على ذلك، تُدْرَج الحركة المحايدة (الشوا) في بداية الكلمة لتُكَوِّن الصيغة (امْكسر). تُعَدُّ عملية الاشتقاق (ديوك يورك) هذه مثالا على عدم الشفافية الصوتية الناتجة عن منع تطبيق القاعدة الصوتية، والتي تُمَثِّل تحديًا لموازاة نظرية المفاضلة. استنادًا إلى نظرية المفاضلة الطبقية، يَتناول المقال هذا الغموض الصوتي أو عدم الشفافية الصوتية باستخدام ثلاثة مستويات من قواعد تصنيف الصوت: مستوى الجِذْع الذي يحمي البِنْيَة الصرفية، ومستوى الكلمة الذي يدعم حذف الصوت الصائت (الحركة)، ومستوى التركيب (الجملة) الذي يتطلب إدراج صوت صائت لإصلاح الالتقاء الغير مسموح به. تُسْهِم الدراسة الحالية في فهم أفضل للغموض الاشتقاقي، دور وزن المقطع الصوتي، والتفاعل بين علم الصرف وعلم الصوتيات في اللغات السامية.

هدف این مقاله ارائه شرحی نظری و تفصیلی از سازوکار اشتقاق اسم‌های فاعل مزید در گویش شهر المرج لیبی از گویش برقاوی است، با تمرکز ویژه بر مواردی که فرایند اشتقاق دشوار است. در زبان عربی، اسم‌های فاعل از باب دوم و سوم به شیوه‌ای روشن و از طریق افزودن پیشوند /م/ مضموم ساخته می‌شوند که می‌تواند به صورت‌هایی مانند مُکَسِّر و مُساعِد منجر شود. اما گویش شهر المرج تفاوت چشمگیری در این وزن صرفی نشان می‌دهد، به‌گونه‌ای که غالباً مصوت کوتاه (ضمه) در ابتدای واژه حذف می‌شود و این امر به هم‌نشینی صامت‌ها در آغاز واژه (مثلاً: مكسر) می‌انجامد. این نوع هم‌نشینی یک صامت رنان و یک صامت انسدادی در گویش المرج به دلیل قواعد هم‌نشینی واجی پذیرفته نیست. بر این اساس، مصوت خنثی (شوا) در ابتدای واژه درج می‌شود تا صورت (امْكسر) حاصل گردد. این فرایند اشتقاقی (Duke York derivation) نمونه‌ای از عدم شفافیت واجی ناشی از ممانعت اجرای قاعده واجی است که چالشی برای اصل هم‌ترازی در نظریه بهینگی محسوب می‌شود. بر اساس نظریه بهینگی لایه‌ای، مقاله حاضر این ابهام یا عدم شفافیت واجی را با استفاده از سه سطح از قواعد طبقه‌بندی واجی بررسی می‌کند: سطح ریشه که ساختار صرفی را حفظ می‌کند، سطح واژه که حذف مصوت را حمایت می‌کند و سطح جمله که درج مصوت برای اصلاح هم‌نشینی غیرمجاز را ایجاب می‌کند. مطالعه حاضر به فهم بهتر ابهام اشتقاقی، نقش وزن هجایی و تعامل میان صرف و واج‌شناسی در زبان‌های سامی کمک می‌کند.

متن کامل دسترسی آزاد