واژگان
کلیدواژههای مقالهها، جدا برای فارسی و انگلیسی. با زدن هر کلیدواژه انتخاب کنید مقالههای فارسی یا انگلیسی مرتبط را ببینید.
ا
- آزمون عینی Objective Test
- آزمونهایی روانشناختی با سوالات استاندارد و پاسخهای مشخص (مانند چندگزینهای) که نمرهگذاری آنها مستقل از قضاوت ذهنی ارزیاب است؛ مانند پرسشنامهی MMPI.
- آزمون فرافکن Projective Test
- آزمونهایی که در آنها از محرکهای مبهم (مانند لکههای جوهر رورشاخ) استفاده میشود. فرض بر این است که فرد تعارضات و امیال ناخودآگاه خود را بر روی این محرکها فرافکنی میکند.
- آسیب دلبستگی Attachment Injury
- نوعی ترومای رابطهای که زمانی رخ میدهد که یکی از زوجین در لحظهی نیاز شدید به حمایت، از سوی شریک خود طرد شده یا مورد خیانت قرار میگیرد. این آسیب باعث تخریب اعتماد و امنیت میشود.
- آموزش آرمیدگی Relaxation Training
- مجموعهای از تکنیکها مانند تنفس عمیق یا آرامسازی پیشروندهی عضلانی که برای کاهش برانگیختگی فیزیولوژیک آموزش داده میشوند. این مهارتها به کنترل اضطراب و استرس کمک میکنند.
- اجتناب تجربهای Experiential Avoidance
- تلاش مستمر فرد برای فرار، سرکوب یا تغییر شکل دادن به احساسات، افکار و خاطرات ناخوشایند. در رویکرد ACT، این اجتناب ریشهی اصلی بسیاری از آسیبهای روانی در نظر گرفته میشود.
- اجتناب طرحوارهای Schema Avoidance
- سبک مقابلهای که در آن فرد برای جلوگیری از فعال شدن طرحوارهها و تجربهی درد هیجانی، از موقعیتها، افکار یا احساسات خاص فرار میکند. این میتواند شامل سوءمصرف مواد یا انزوای اجتماعی باشد.
- احساسات پنهان Hidden Emotion
- هیجانات اصیل و قدرتمندی (اغلب خشم، گناه یا سوگ) هستند که به دلیل تجربیات گذشته غیرقابلقبول یا خطرناک ارزیابی شده و به ناهشیار رانده شدهاند. هدف ISTDP دسترسی به این احساسات است.
- اختلال استرس پس از سانحه posttraumatic stress disorder
- اختلالی که پس از تجربه یا مشاهدهی یک رویداد آسیبزای شدید و تهدیدکنندهی حیات شکل میگیرد. علائم آن شامل یادآوری مکرر خاطرات، کابوسها، اجتناب از محرکهای یادآور و گوشبهزنگی است.
- اختلال استرس حاد Acute Stress Disorder
- واکنشی کوتاهمدت به یک رویداد تروماتیک است که علائم آن مشابه PTSD میباشد اما بلافاصله پس از سانحه رخ داده و معمولا تا یک ماه برطرف میشود. در صورت تداوم، ممکن است به PTSD تبدیل شود.
- اختلال اضطراب اجتماعی Social Anxiety Disorder
- ترس شدید و مداوم از موقعیتهای اجتماعی که در آنها فرد ممکن است مورد قضاوت، بررسی یا تمسخر دیگران قرار گیرد. این ترس منجر به اجتناب از تعاملات اجتماعی و افت عملکرد میشود.
- اختلال اضطراب بیماری Illness Anxiety Disorder
- اشتغال ذهنی و ترس مداوم از ابتلا به یک بیماری جدی، در حالی که علائم جسمانی وجود ندارند یا بسیار خفیف هستند. فرد مکرراً وضعیت سلامت خود را بررسی میکند.
- اختلال اضطراب فراگیر Generalized Anxiety Disorder
- اختلالی است که در آن فرد نگرانی مفرط، غیرقابلکنترل و مداومی دربارهی مسائل روزمرهی زندگی دارد. این اضطراب معمولا با علائم جسمانی مانند تنش عضلانی و بیخوابی همراه است.
- اختلال افسردگی اساسی Major Depressive Disorder
- یک اختلال خلقی است که با احساس غمگینی پایدار، از دست دادن علاقه به فعالیتها و افت قابلتوجه در عملکرد روزمره همراه است. این وضعیت میتواند بر خواب، اشتها و تمرکز تاثیر منفی بگذارد.
- اختلال تبدیلی Conversion Disorder
- بروز علائم عصبی مانند فلجی، کوری یا تشنج که هیچ دلیل پزشکی مشخصی برای آنها یافت نمیشود. معمولا این علائم پس از یک تعارض یا استرس روانی شدید ظاهر میگردند.
- اختلال دوقطبی Bipolar Disorder
- نوعی اختلال خلقی است که با نوسانات شدید و غیرمعمول در خلق، انرژی و سطح فعالیت شناخته میشود. این نوسانات شامل دورههای شیدایی (مانیا) و دورههای افسردگی است.
- اختلال سازگاری Adjustment Disorder
- واکنش هیجانی یا رفتاری ناسازگارانه به یک عامل استرسزای قابلشناسایی است. این واکنش بیش از حد انتظار بوده و باعث افت عملکرد قابلتوجهی در زندگی فرد میشود.
- اختلال شخصیت اجتنابی Avoidant Personality Disorder
- الگویی از احساس بیکفایتی، حساسیت شدید به ارزیابی منفی و بازداری اجتماعی است. فرد مبتلا تمایل به ارتباط دارد اما از ترس طرد شدن، از موقعیتهای اجتماعی اجتناب میکند.
- اختلال شخصیت اسکیزوئید Schizoid Personality Disorder
- الگویی از کنارهگیری از روابط اجتماعی و محدودیت در ابراز هیجانات است. فرد تمایلی به صمیمیت نداشته و فعالیتهای انفرادی را به شدت ترجیح میدهد.
- اختلال شخصیت اسکیزوتایپال Schizotypal Personality Disorder
- الگویی از نقصهای اجتماعی، ناراحتی حاد در روابط صمیمانه، همراه با تحریفهای شناختی یا ادراکی و رفتارهای غیرعادی است. فرد معمولا تفکر جادویی و عقاید عجیبی دارد.
- اختلال شخصیت پارانوئید Paranoid Personality Disorder
- الگوی فراگیر از بیاعتمادی و سوءظن به دیگران است، به طوری که فرد انگیزههای اطرافیان را بدخواهانه تفسیر میکند. این افراد معمولا کینهتوز بوده و در روابط خود سرد هستند.
- اختلال شخصیت خودشیفته Narcissistic Personality Disorder
- الگویی از خودبزرگبینی، نیاز مفرط به تحسین دیگران و فقدان همدلی است. فرد مبتلا معمولا احساس استحقاق بالایی داشته و دیگران را برای رسیدن به اهداف خود استثمار میکند.
- اختلال شخصیت ضداجتماعی Antisocial Personality Disorder
- الگویی از بیتوجهی و نقض حقوق دیگران است که از دوران کودکی یا نوجوانی آغاز میشود. این افراد غالبا فریبکار بوده، رفتارهای تکانشی دارند و از کارهای خلاف خود احساس پشیمانی نمیکنند.
- اختلال شخصیت مرزی borderline personality disorder
- یک الگوی فراگیر از بیثباتی در روابط بینفردی، تصویر خود و هیجانات، همراه با تکانشگری بارز است. افراد مبتلا معمولا ترس شدیدی از طرد شدن و رها شدن دارند.
- اختلال شخصیت نمایشی Histrionic Personality Disorder
- الگویی از هیجانطلبی مفرط و توجهطلبی است. فرد در موقعیتهایی که مرکز توجه نیست احساس ناراحتی کرده و اغلب از رفتارهای نمایشی و اغواگرانه استفاده میکند.
- اختلال شخصیت وابسته Dependent Personality Disorder
- نیاز مفرط و فراگیر به مراقبت شدن که منجر به رفتارهای مطیعانه و چسبنده و ترس از جدایی میشود. فرد برای تصمیمگیریهای روزمره نیازمند اطمینانبخشی مداوم دیگران است.
- اختلال شخصیت وسواسیاجباری Obsessive-Compulsive Personality Disorder
- الگویی از اشتغال ذهنی مفرط به نظم، کمالگرایی و کنترل ذهنی و بینفردی است که به قیمت از دست دادن انعطافپذیری و کارایی تمام میشود. این اختلال با بیماری OCD متفاوت است.
- اختلال علامت جسمانی Somatic Symptom Disorder
- تمرکز بیش از حد و اضطراب مداوم فرد دربارهی یک یا چند علامت جسمانی است که باعث پریشانی شدید میشود. این علائم ممکن است منشأ پزشکی داشته یا نداشته باشند.
- اختلال نقص توجه/بیشفعالی Attention-Deficit/Hyperactivity Disorder
- اختلالی عصبیـرشدی که با الگوی مداوم بیتوجهی، بیشفعالی و تکانشگری همراه است و با سطح رشد فرد همخوانی ندارد. این علائم معمولا در چندین محیط مانند خانه و مدرسه بروز میکنند.
- اختلال وحشتزدگی Panic Disorder
- اختلالی که با بروز حملات ناگهانی و مکرر ترس شدید (حملات پنیک) بدون وجود خطر واقعی مشخص میشود. فرد مبتلا معمولا نگران وقوع حملات بعدی یا پیامدهای آنها است.
- اختلال وسواسیاجباری Obsessive-Compulsive Disorder
- اختلالی که با افکار مزاحم و تکرارشونده (وسواس) و رفتارهای تکراری (اجبار) برای کاهش اضطراب ناشی از آن افکار مشخص میشود. این چرخه زمان زیادی از فرد میگیرد و در زندگی او اختلال ایجاد میکند.
- ارزشها Values
- کیفیتهای انتخابی برای نحوهی زندگی کردن و عمل کردن هستند که مسیر و معنای زندگی را مشخص میکنند. برخلاف اهداف که قابل دستیابیاند، ارزشها قطبنمایی برای حرکت مداوم هستند.
- ارزیابی عصبروانشناختی Neuropsychological Assessment
- استفاده از آزمونهای تخصصی برای بررسی رابطهی بین عملکرد مغز و رفتار. این ارزیابی برای تشخیص آسیبهای مغزی و نقصهای شناختی در حافظه، توجه و عملکردهای اجرایی استفاده میشود.
- استانداردسازی Standardization
- فرایند ایجاد رویههای یکسان برای اجرا و نمرهگذاری یک آزمون روانی است تا اطمینان حاصل شود که شرایط برای همهی آزمودنیها یکسان است و نتایج قابل مقایسه هستند.
- اسکیزوفرنی Schizophrenia
- یک اختلال روانی جدی است که بر نحوهی تفکر، احساس و رفتار فرد تاثیر میگذارد. مشخصهی اصلی آن قطع ارتباط با واقعیت، توهم، هذیان و اختلال در عملکردهای شناختی است.
- اضطراب جدایی Separation Anxiety
- پریشانی و ترس طبیعی که در کودکان هنگام دور شدن از مراقبان اصلی بروز میکند. اگر این اضطراب در سنین نامناسب یا با شدت بسیار بالا رخ دهد، به عنوان یک اختلال بالینی شناخته میشود.
- اضطراب ناهشیار Unconscious Anxiety
- تنشهای فیزیولوژیکی که هنگام نزدیک شدن به احساسات پنهانِ تهدیدکننده در بدن بروز میکنند. مسیرهای تخلیهی این اضطراب (عضلات ارادی، ماهیچههای صاف، اختلال شناختی) برای تشخیص اهمیت دارند.
- افکار خودآیند Automatic Thoughts
- افکار یا تصاویری سریع و ارزیابانه که در واکنش به موقعیتها بهطور ناگهانی در ذهن ظاهر میشوند. این افکار معمولا به سطح هشیاری نزدیکاند و در بروز هیجانات نقش مستقیم دارند.
- انتقال Transference
- فرایندی ناخودآگاه که طی آن مراجع، احساسات، نگرشها و انتظارات خود نسبت به افراد مهم گذشته (مانند والدین) را به درمانگر فرافکنی کرده و تعمیم میدهد. تحلیل انتقال ابزار مهمی در روانکاوی است.
- انتقال متقابل Countertransference
- واکنشهای هیجانی ناخودآگاه درمانگر به مراجع است که ریشه در تعارضات حلنشدهی خود درمانگر دارد. آگاهی و مدیریت این واکنشها برای پیشبرد درمان ضروری است.
- انحراف استاندارد Standard Deviation
- شاخصی آماری که میزان پراکندگی نمرات یک مجموعه داده را حول میانگین آن نشان میدهد. در آزمونهای روانی، این شاخص برای تفسیر فاصلهی نمرهی فرد از عملکرد جامعه ضروری است.
- انعطافپذیری روانشناختی Psychological Flexibility
- توانایی حضور کامل در لحظه حال، آگاهی از افکار و احساسات بدون دفاع، و اقدام در راستای ارزشهای شخصی با وجود تجربهی هیجانات منفی است. این هدف نهایی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) است.
- ایجاد معنا Meaning Creation
- فرایندی که در آن مراجع پس از تجربهی عمیق هیجانات خود، به درک و روایت جدیدی از تجربیاتش دست مییابد. این مرحله منجر به یکپارچگی شناختیـهیجانی میشود.
- اید Id
- ابتداییترین و غریزیترین بخش شخصیت است که منبع انرژی روانی و غرایز زیستی میباشد. اید کاملا در سطح ناهشیار عمل کرده و از اصل لذت پیروی میکند.
- ایگو Ego
- بخش واقعبین و اجرایی شخصیت است که به عنوان میانجی بین خواستههای تکانشی اید، محدودیتهای سوپرایگو و واقعیت بیرونی عمل میکند. ایگو بر اساس اصل واقعیت کار میکند.
ب
- باز کردن قفل ناهشیار Unlocking the Unconscious
- لحظهای حیاتی در درمان که در آن سد دفاعی مراجع شکسته میشود و هیجانات سرکوبشدهی گذشته با شدت زیاد به سطح هشیاری میآیند. این تجربهی کاتارسیس منجر به تسکین و بینش عمیق میگردد.
- بازتابها Reflections
- بیان مجدد صحبتهای مراجع توسط درمانگر به شیوهای که نشاندهندهی درک عمیقِ معنای کلمات یا احساسات او باشد. گوش دادن بازتابی، ابزار اصلی برای هدایت مراجع به سمت تغییر است.
- بازسازی شناختی Cognitive Restructuring
- یک تکنیک اصلی در رویکرد شناختیـرفتاری که به مراجع کمک میکند تا افکار منفی و تحریفشدهی خود را شناسایی کرده و آنها را با باورهای واقعبینانهتر جایگزین کند.
- بازوالدینی حدومرزدار Limited Reparenting
- فرایندی در طرحوارهدرمانی است که درمانگر تلاش میکند تا حدودی نیازهای هیجانی ارضانشدهی دوران کودکی مراجع را در محدودهی مرزهای حرفهای برآورده سازد. این رویکرد نیازمند صمیمیت و مراقبت درمانی است.
- باورهای بنیادین Core Beliefs
- عمیقترین سطح از شناختها هستند که شامل ارزیابیهای کلی، مطلق و انعطافناپذیر فرد دربارهی خود، دیگران و جهان میشوند. این باورها معمولا در دوران کودکی شکل میگیرند.
- باورهای میانجی Intermediate Beliefs
- قواعد، نگرشها و مفروضاتی هستند که بین باورهای بنیادین و افکار خودآیند قرار دارند. آنها استانداردهایی هستند که فرد برای مدیریت باورهای بنیادین دردناک خود به کار میگیرد.
- برخورد رودررو Head-on Collision
- مداخلهای قوی در زمانی که مراجع به شدت مقاومت میکند؛ درمانگر پیامدهای مخرب دفاعها را برای زندگی مراجع روشن کرده و او را با ضرورت انتخاب بین تغییر یا ادامهی رنج روبرو میسازد.
- برنامهریزی فعالیتها Activity Scheduling
- تنظیم و زمانبندی دقیق فعالیتهای روزانه در طی درمان است تا مراجع ساختار مشخصی داشته باشد. این روش در غلبه بر بیحسی، افزایش تسلط و احساس لذت موثر است.
- برونسازی Accommodation
- فرایندی شناختی که در آن فرد الگوها و طرحوارههای ذهنی موجود خود را برای گنجاندن اطلاعات و تجربیات جدید تغییر میدهد. این فرایند زمانی رخ میدهد که درونسازی پاسخگوی محرکهای تازه نباشد.
- بیاشتهایی عصبی Anorexia Nervosa
- یک اختلال خوردن است که با کاهش وزن شدید، ترس غیرمنطقی از چاقی و تصویر بدنی تحریفشده مشخص میشود. فرد با محدودیت شدید دریافت کالری، سلامت جسمانی خود را به خطر میاندازد.
پ
- پایایی reliability
- میزان ثبات و سازگاری یک ابزار سنجش است. به این معنا که اگر یک آزمون روانی تحت شرایط مشابه تکرار شود، باید نتایج مشابه و قابلاعتمادی را ارائه دهد.
- پایداری شیء Object Permanence
- درک شناختی کودک مبنی بر اینکه اشیاء و افراد حتی زمانی که دیده نمیشوند یا در دسترس حواس نیستند، همچنان وجود دارند. این توانایی معمولا در مرحلهی حسیـحرکتی پیاژه شکل میگیرد.
- پذیرش Acceptance
- ایجاد فضایی باز و پذیرا برای تجربیات درونی دردناک، به جای تلاش برای کنترل یا سرکوب آنها. این رویکرد به معنای تمایل به تجربهی احساسات همانگونه که هستند، میباشد.
- پرخوری عصبی Bulimia Nervosa
- اختلال خوردن که شامل دورههای مکرر مصرف حجم زیادی غذا (پرخوری) و به دنبال آن رفتارهای جبرانی نامناسب مانند استفراغ عمدی است. هدف از این رفتارها، جلوگیری از افزایش وزن است.
- پرسشگری حلقوی Circular Questioning
- تکنیکی در خانوادهدرمانی که درمانگر با پرسیدن سوالاتی دربارهی چگونگی ارتباط رفتار یک عضو با اعضای دیگر، به خانواده کمک میکند تا الگوهای تعاملی و چرخههای رفتاری خود را ببینند.
- پرسشگری سقراطی Socratic Questioning
- یک سبک پرسشگری هدایتشده در شناختدرمانی است که درمانگر به کمک آن، مراجع را در مسیر کشف و ارزیابی اعتبار افکار خودش قرار میدهد. این روش منجر به بینش و کشف هدایتشده میشود.
- پرسشنامهی خودگزارشدهی Self-Report Inventory
- نوعی ابزار سنجش که در آن فرد با خواندن سوالات یا عبارات، خودش وضعیت، علائم یا ویژگیهای شخصیتی خود را ارزیابی و رتبهبندی میکند، مانند پرسشنامه افسردگی بک.
- پرسشهای بازپاسخ Open-ended Questions
- سوالاتی هستند که نمیتوان با یک کلمهی سادهی «بله» یا «خیر» به آنها پاسخ داد و مراجع را تشویق به توضیح بیشتر و تفکر دربارهی وضعیت خود میکنند.
- پیشگیری از عود Relapse Prevention
- یک رویکرد در مراحل پایانی درمان که بر شناسایی موقعیتهای پرخطر و آموزش مهارتهای مقابلهای تمرکز دارد. هدف آن، حفظ دستاوردهای درمانی و جلوگیری از بازگشت علائم بیماری است.
- پیوستن Joining
- مرحلهی ابتدایی در ساختاردرمانی خانواده که درمانگر با احترام به قوانین، زبان و سبک تعاملی خانواده، خود را به عنوان یک رهبر همدل در سیستم جا میاندازد. این اتحاد برای مداخلات بعدی ضروری است.
ت
- تاییدها Affirmations
- بیانیههایی از سوی درمانگر که نقاط قوت، تلاشها و موفقیتهای گذشتهی مراجع را شناسایی و تحسین میکنند. این کار به افزایش خودکارآمدی مراجع کمک میکند.
- تحریفهای شناختی Cognitive Distortions
- خطاهای سیستماتیک در پردازش اطلاعات هستند که منجر به نتیجهگیریهای اشتباه و سوءتعبیر واقعیت میشوند. تفکر همهیاهیچ و فاجعهسازی نمونههایی از این خطاهای ذهنی هستند.
- تداعی آزاد Free Association
- تکنیک اصلی در روانکاوی که از مراجع خواسته میشود هر فکر، احساس یا تصویری که به ذهنش میرسد را بدون هیچگونه سانسور یا فیلتری بیان کند. این کار راهی برای دسترسی به محتوای ناهشیار است.
- ترازوی تصمیمگیری Decisional Balance
- تکنیکی برای کمک به مراجع جهت بررسی آگاهانهی مزایا و معایب تغییر در برابر مزایا و معایب حفظ رفتار فعلی. این کار به حلوفصل دوسویهگرایی کمک میکند.
- تسلیم طرحواره Schema Surrender
- یک سبک مقابلهای است که در آن فرد با پذیرش و تسلیم شدن در برابر طرحواره، بهگونهای رفتار میکند که صحت آن را تایید نماید. او الگوهای مخرب گذشته را در روابط فعلی خود تکرار میکند.
- تصویرسازی ذهنی و بازنویسی Imagery Rescripting
- تکنیکی تجربی است که در آن مراجع خاطرات آسیبزای دوران کودکی را تصور میکند و سپس با کمک درمانگر یا بزرگسال سالمِ درون خود، پایان آن خاطره را برای تامین نیازهای کودک تغییر میدهد.
- تعبیر و تفسیر Interpretation
- مداخلهای که در آن درمانگر به الگوهای رفتاری، رویاها یا مقاومتهای مراجع معنایی روانشناختی میبخشد. هدف این است که محتوای ناهشیار برای مراجع قابل فهم و هشیار شود.
- تکلیفدهی تدریجی Graded Task Assignment
- شکستن یک کار بزرگ و دلهرهآور به گامهای کوچکتر و قابل مدیریت است. این تکنیک به مراجعان کمک میکند تا بدون احساس فشار، به تدریج بر وظایف خود مسلط شوند.
- تکنیک پیکان رو به پایین Downward Arrow Technique
- تکنیکی در CBT برای استخراج باورهای میانجی و بنیادین است. درمانگر با پرسیدن مداومِ پرسشهایی مانند «اگر این فکر درست باشد، چه معنایی برای شما دارد؟» به ریشهی شناختها میرسد.
- تلاش برای ارتباط Bids for Connection
- هرگونه اقدام کلامی یا غیرکلامی از سوی یکی از زوجین برای جلب توجه، تایید، محبت یا ارتباط با شریک عاطفی است. نحوهی پاسخدهی به این تلاشها، کیفیت رابطه را تعیین میکند.
- تمارض Malingering
- تولید عمدی، اغراق یا ادعای دروغین علائم فیزیکی یا روانی برای به دست آوردن یک منفعت خارجی مشخص مانند غرامت مالی یا فرار از مسئولیتهای قانونی.
- تماس با لحظهی حال Contact with the Present Moment
- آگاهی انعطافپذیر، غیرقضاوتی و متمرکز بر تجربیات اینجا و اکنون است. این فرایند فرد را از گیر افتادن در نشخوار گذشته یا نگرانی برای آینده رها میکند.
- تمایزیافتگی خود Differentiation of Self
- توانایی فرد برای تفکیک کردن فرایندهای فکری از فرایندهای هیجانی، و حفظ استقلال روانی در عین ارتباط نزدیک با خانواده. افراد با تمایزیافتگی بالا، در برابر فشارهای سیستم خانواده کمتر واکنشپذیرند.
- تنظیم هیجان emotion regulation
- توانایی فرد برای آگاهی، پذیرش، درک و تعدیل شدت و نحوهی ابراز هیجانات خود است. در درمان متمرکز بر هیجان (EFT)، تقویت این مهارت بسیار اساسی است.
- توالی پویای مرکزی Central Dynamic Sequence
- مجموعهای ساختاریافته از مداخلات در ISTDP (شامل فشار، چالش و برخورد) که درمانگر برای غلبه بر مقاومت و باز کردن قفل ناهشیار مراجع به کار میبرد.
ث
- ثبات شیء Object Constancy
- توانایی روانی برای حفظ یک پیوند عاطفی مثبت و پایدار با یک فرد مهم، حتی در زمان غیبت فیزیکی او یا هنگام بروز خشم و ناکامی. این مهارت برای حفظ روابط صمیمانه ضروری است.
ج
- جبران افراطی Schema Overcompensation
- سبکی مقابلهای که در آن فرد رفتاری کاملا متضاد با آنچه طرحواره دیکته میکند، انجام میدهد. او برای فرار از احساس نقص یا آسیبپذیری، ممکن است به فردی پرخاشگر یا خودشیفته تبدیل شود.
چ
- چالش (در ISTDP) Challenge
- مداخلهای فعال برای مسدود کردن دفاعهای مراجع پس از آشکار شدن آنهاست. درمانگر با این کار به مراجع نشان میدهد که دفاعهایش چگونه مانع پیشرفت او میشوند.
- چرخهی تعامل منفی Negative Interaction Cycle
- الگوی تکرارشونده و مخربی از کنشها و واکنشها میان زوجین در EFT که هر دو نفر را در گردابی از احساسات دردناک گرفتار میکند. شناسایی و توقف این چرخه، گام مهم درمان است.
- چهار اسبسوار آخرالزمان Four Horsemen of the Apocalypse
- استعارهای در نظریهی گاتمن برای توصیف چهار الگوی ارتباطی بسیار مخرب شامل انتقاد، سرزنش/تحقیر، حالت تدافعی و دیوار کشیدن. حضور مداوم این الگوها پیشبینیکنندهی قوی برای طلاق است.
ح
- حساسیتزدایی منظم Systematic Desensitization
- روشی درمانی برای فوبیاها که ترکیبی از آموزش آرمیدگی و مواجههی تدریجی با سلسلهمراتب محرکهای ترسآور است. این روش جایگزین کردن پاسخ ترس با حالت آرامش را تسهیل میکند.
- حل و فصل Working Through
- فرایند طولانی و مکرر کاوش در بینشهای بهدستآمده در درمان و اعمال آنها در جنبههای مختلف زندگی است. این مرحله برای تثبیت تغییرات شخصیتی ضروری است.
- حوزهی طرحواره Schema Domain
- دستهبندیهای کلیتری هستند که طرحوارههای ناسازگار مشابه را بر اساس نیازهای هیجانی ارضانشدهی دوران کودکی گروهبندی میکنند. برای مثال، حوزهی بریدگی و طرد شامل طرحوارههای رهاشدگی و نقص است.
خ
- خانهی روابط سالم Sound Relationship House
- مدل ساختاری گاتمن برای یک رابطهی موفق که از هفت سطح (از ساختن نقشههای عشق تا ایجاد معنای مشترک) تشکیل شده است. اعتماد و تعهد، ستونهای نگهدارندهی این خانه هستند.
- خط پایه Baseline
- اندازهگیری اولیه از فراوانی، شدت یا مدت زمان یک رفتار یا علامت پیش از شروع مداخلهی درمانی است. این دادهها برای مقایسه و ارزیابی اثربخشی درمان استفاده میشوند.
- خلاصهسازی Summaries
- بازتابهای طولانیتری که درمانگر برای پیوند دادن بخشهای مختلف صحبتهای مراجع، برجسته کردن گفتار تغییر و تایید درک خود از وضعیت مراجع به کار میبرد.
- خود به عنوان زمینه Self-as-Context
- دیدگاهی که در آن فرد خود را ظرف یا زمینهای میبیند که تمام افکار و احساسات درون آن رخ میدهند، نه خود آن محتویات ذهنی. این دیدگاه به ایجاد حس امنیت و ثبات درونی کمک میکند.
د
- داربستسازی Scaffolding
- حمایت موقت و متناسبی که توسط یک بزرگسال یا فرد ماهرتر به یادگیرنده ارائه میشود تا او بتواند تکلیفی را در منطقهی تقریبی رشد خود انجام دهد. با افزایش مهارت، این حمایت به تدریج حذف میشود.
- درونسازی Assimilation
- مفهومی در نظریهی رشد پیاژه که به فرایند جذب اطلاعات و تجربیات جدید در چارچوب طرحوارههای شناختی موجود اشاره دارد. کودک بدون تغییر دادن الگوهای ذهنی خود، دنیای جدید را تفسیر میکند.
- درهمتنیدگی Enmeshment
- الگویی از روابط خانوادگی که در آن مرزهای بین افراد بسیار تار و نامشخص است و استقلال فردی فدای نزدیکی بیش از حد میشود. در این حالت، هیجانات یک نفر بهسرعت به دیگران منتقل میگردد.
- دفاعهای تاکتیکی Tactical Defenses
- رفتارها یا الگوهای کلامی و غیرکلامی هستند که مراجع در لحظه برای فاصله گرفتن از درمانگر یا هیجانات خود استفاده میکند. لبخند زدن هنگام صحبت از غم، نمونهای از این دفاعهاست.
- دلبستگی آشفته Disorganized Attachment
- سبکی که معمولا ریشه در ترومای کودکی یا رفتار ترسناک مراقب دارد. فرد منبع آرامش خود را همزمان منبع ترس میبیند، که منجر به رفتارهای متناقض و بیثباتی شدید در روابط میشود.
- دلبستگی اجتنابی Avoidant Attachment
- سبکی که در پی طرد شدن مداوم نیازهای عاطفی کودک توسط مراقب شکل میگیرد. در بزرگسالی، این افراد از صمیمیت عاطفی دوری کرده و به شدت بر استقلال افراطی خود اتکا میکنند.
- دلبستگی ایمن Secure Attachment
- سبک دلبستگی سالمی که در آن کودک حضور مراقب را پایگاه امنی برای کاوش میداند. فرد با این سبک، در بزرگسالی روابطی مبتنی بر اعتماد، صمیمیت و احساس ارزشمندی تجربه میکند.
- دلبستگی مضطربمقاوم Anxious-Ambivalent Attachment
- سبک دلبستگی ناشی از پاسخدهی بیثبات مراقب است که کودک در آن همواره نگران رها شدن است. در بزرگسالی، این افراد روابطی چسبنده، پر از ترس طرد شدن و نیازمند تایید مداوم دارند.
- دنبالکننده Pursuer
- نقشی در چرخهی منفی زوجین که در آن فرد برای رفع اضطراب دلبستگی، به صورت افراطی به دنبال نزدیکی، دریافت تایید یا حل مشکل است. این رفتار غالبا با انتقاد و شکایت همراه میشود.
- دورهی حساس Sensitive Period
- بازهی زمانی خاصی در رشد که در آن ارگانیسم برای یادگیری مهارتها یا تاثیرپذیری از محیط بیشترین آمادگی را دارد. اگرچه یادگیری در خارج از این دوره غیرممکن نیست، اما دشوارتر خواهد بود.
- دوسویهگرایی Ambivalence
- حالت تجربه کردن همزمان احساسات یا دلایل متضاد برای تغییر کردن یا تغییر نکردن است. در مصاحبهی انگیزشی، این حالت به عنوان بخش طبیعیِ فرایند تغییر دیده میشود، نه مقاومت.
- دونیمسازی Splitting
- مکانیسم دفاعی ابتدایی که در آن فرد نمیتواند ویژگیهای خوب و بد خود یا دیگران را یکپارچه کند. در نتیجه، افراد و موقعیتها را بهصورت کاملا خوب یا کاملا بد (سیاه و سفید) میبیند.
- دیوار کشیدن Stonewalling
- یکی از چهار اسبسوار گاتمن که در آن فرد از تعامل خارج شده، سکوت میکند و از نظر هیجانی و فیزیکی از شریک خود فاصله میگیرد. این رفتار معمولا واکنشی به طغیان هیجانی است.
ذ
- ذهنیت بزرگسال سالم Healthy Adult Mode
- بخش پخته و کارآمد روان است که قادر به حل مسئله، مراقبت از کودک آسیبپذیر، مقابله با والد ناکارآمد و تنظیم هیجانات است. تقویت این ذهنیت، هدف اصلی طرحوارهدرمانی است.
- ذهنیت طرحوارهای Schema Mode
- حالتها، هیجانات و رفتارهای غالبی هستند که فرد در لحظهی اکنون تجربه میکند. ذهنیتها نشاندهندهی بخشهای فعالشدهی طرحوارهها و سبکهای مقابلهای در زمان حال میباشند.
- ذهنیت کودک آسیبپذیر Vulnerable Child Mode
- حالتی است که در آن فرد هیجانات دردناک دوران کودکی مانند ترس، تنهایی و بیکفایتی را تجربه میکند. در این ذهنیت، فرد احساس میکند همان کودک بیپناه و طردشدهی گذشته است.
- ذهنیت کودک عصبانی Angry Child Mode
- حالتی است که فرد به دلیل ارضا نشدن نیازهای هیجانیاش، خشم شدیدی را تجربه و ابراز میکند. این ابراز خشم معمولا تکانشی، کودکانه و نامتناسب با موقعیت فعلی است.
- ذهنیت والد تنبیهگر Punitive Parent Mode
- صدای درونی شدهی چهرههای اقتدار گذشته است که فرد را به خاطر ابراز نیازها یا ارتکاب اشتباه، تحقیر و سرزنش میکند. این ذهنیت باعث احساس گناه و بیارزشی شدید میشود.
- ذهنیت والد متوقع Demanding Parent Mode
- صدای درونی است که دائما فرد را به تلاش بیشتر برای رسیدن به استانداردهای غیرواقعبینانه، کمالگرایی و ایثار سوق میدهد. این ذهنیت فشاری طاقتفرسا بر فرد تحمیل میکند.
ر
- روابط موضوعی Object Relations
- نظریهای روانپویشی که بر چگونگی شکلگیری الگوهای ارتباطی فرد بر اساس تجربیات اولیهی او با مراقبان اصلی (موضوعها) تاکید دارد. این بازنماییهای درونی بر روابط آینده فرد تاثیر میگذارند.
- روانسنجی Psychometrics
- شاخهای از روانشناسی که به طراحی، اجرا و تفسیر آزمونهای کمیِ متغیرهای روانشناختی مانند هوش، استعداد و ویژگیهای شخصیتی میپردازد و بر دقت این اندازهگیریها تمرکز دارد.
- روایی validity
- میزان دقتی است که یک آزمون، دقیقا همان چیزی را میسنجد که برای اندازهگیری آن طراحی شده است. یک ابزار ممکن است پایا باشد، اما اگر مفهوم موردنظر را نسنجد، روایی ندارد.
- روایی سازه Construct Validity
- میزان کفایت و دقت یک آزمون در سنجش یک مفهوم یا سازهی نظری خاص (مانند هوش یا اضطراب) است. این روایی نشان میدهد که ابزار تا چه حد به نظریهی زیربنایی خود پایبند است.
- رویارویی همدلانه Empathic Confrontation
- تکنیکی که درمانگر ضمن درک و اعتباربخشی به دلایل تاریخی رفتارهای ناسازگار مراجع، پیامدهای مخرب آنها در زمان حال را گوشزد میکند. این کار تعادلی بین پذیرش و تغییر ایجاد مینماید.
ژ
- ژنوگرام Genogram
- نموداری ساختاریافته از شجرهنامهی خانواده که اطلاعات کلیدی دربارهی حداقل سه نسل را نشان میدهد. این ابزار برای ردیابی الگوهای رفتاری، بیماریها و پویاییهای ارتباطی در طول زمان استفاده میشود.
س
- سرکوب Repression
- یک مکانیسم دفاعی اولیه است که در آن، فرد خاطرات، افکار یا امیال دردناک و غیرقابلقبول را بهطور ناخودآگاه از حیطهی آگاهی خود خارج میکند. این محتویات سرکوبشده همچنان در ناهشیار فعالند.
- سوپرایگو Superego
- بخشی از شخصیت که دربردارندهی ارزشهای اخلاقی، آرمانها و وجدان است و معمولا از طریق والدین و جامعه درونیسازی میشود. سوپرایگو تلاش میکند تا رفتارهای فرد را در چارچوب کمال اخلاقی هدایت کند.
ط
- طرحواره ناسازگار اولیه Early Maladaptive Schema
- الگویی جامع، فراگیر و مخرب از خاطرات، هیجانات، شناختها و حواس بدنی است که در دوران کودکی یا نوجوانی شکل گرفته است. این الگوها برای بقای روانی در گذشته ایجاد شده اما در بزرگسالی ناکارآمدند.
- طرحوارهی هیجانی Emotional Scheme
- شبکهای پیچیده از خاطرات، هیجانات، حواس بدنی و شناختها که به صورت ناخودآگاه پردازش شده و معنای تجربهی فعلی را شکل میدهند. تغییر این طرحوارهها هدف اصلی درمان EFT است.
- طغیان هیجانی Emotional Flooding
- حالت برانگیختگی شدید فیزیولوژیک و روانی که در جریان تعارض زوجین رخ میدهد. در این حالت، ضربان قلب بالا رفته و فرد توانایی تفکر منطقی و حل مسئله را از دست میدهد.
ع
- عمل متعهدانه Committed Action
- برداشتن گامهای عملی و پایدار در جهت ارزشهای شخصی، حتی در حضور موانع روانشناختی مانند ترس یا تردید. این فرایند بر تغییر رفتار سازنده تاکید دارد.
ف
- فرافکنی Projection
- مکانیسم دفاعی که در آن فرد ویژگیها، احساسات یا انگیزههای نامطلوب و غیرقابلقبول خود را به دیگران نسبت میدهد. این کار به فرد کمک میکند تا از اضطراب مواجهه با کاستیهای خود فرار کند.
- فراموشی تجزیهای Dissociative Amnesia
- ناتوانی در به یاد آوردن اطلاعات مهم شخصی، معمولا از نوع استرسزا یا آسیبزا، که فراتر از فراموشی معمولی است. این اختلال اغلب مکانیسمی برای مقابله با تروما محسوب میشود.
- فرمولبندی موردی Case Formulation
- تبیین بالینی یکپارچهای از چگونگی شکلگیری و تداوم مشکلات مراجع بر اساس یک رویکرد نظری خاص است. فرمولبندی فراتر از تشخیص رفته و نقشهی راه درمان را مشخص میکند.
- فشار (در ISTDP) Pressure
- تشویق مداوم و حمایتگرانهی درمانگر برای اینکه مراجع بر روی وظیفهی درمانی، احساسات و تجربهی درونی خود متمرکز بماند. این کار معمولا باعث افزایش اضطراب و بروز دفاعها میشود.
- فعالسازی رفتاری Behavioral Activation
- مداخلهای درمانی برای افسردگی است که بر افزایش مشارکت فرد در فعالیتهای مثبت و پاداشدهنده تمرکز دارد. هدف آن شکستن چرخهی انزوا و بهبود خلق از طریق رفتار است.
ک
- کار با صندلی Chair Work
- تکنیکی تجربی مبتنی بر نقشآفرینی که برای گفتگو بین ذهنیتهای مختلف (مثلا والد تنبیهگر و کودک آسیبپذیر) استفاده میشود. این روش به برونسازی و مدیریت تعارضات درونی کمک میکند.
- کار ناتمام Unfinished Business
- احساسات ابرازنشده یا گرههای هیجانی حلنشدهی مرتبط با افراد مهم زندگی که در گذشته باقی ماندهاند. این مسائل معمولا به صورت رنجش یا غم مداوم در زندگی فعلی اختلال ایجاد میکنند.
- کارتهای مقابلهای Coping Cards
- کارتهای فیزیکی یا دیجیتالی کوچکی هستند که مراجع روی آنها پاسخهای سازگارانه به افکار منفی یا دستورالعملهای رفتاری را مینویسد. مرور این کارتها در مواقع بحرانی، دسترسی به مهارتها را آسان میکند.
- کنارهگیر Withdrawer
- نقشی در چرخهی منفی که در آن فرد برای مدیریت استرس و جلوگیری از درگیری، از نظر هیجانی یا فیزیکی عقبنشینی میکند. این رفتار باعث تشدید اضطراب فرد دنبالکننده میشود.
گ
- گذرهراسی Agoraphobia
- ترس و اجتناب از مکانها یا موقعیتهایی است که فرار از آنها دشوار بوده یا در صورت بروز علائم وحشتزدگی کمکی در دسترس نیست. این شامل ترس از فضاهای باز، فضاهای بسته یا استفاده از وسایل نقلیهی عمومی میشود.
- گفتار تغییر Change Talk
- هرگونه اظهارنظری از سوی مراجع که نشاندهندهی تمایل، توانایی، دلایل یا نیاز او به تغییر رفتار باشد. درمانگر سعی میکند این نوع گفتار را در مراجع استخراج و تقویت کند.
- گفتار حفظ وضع موجود Sustain Talk
- اظهارات مراجع که نشاندهندهی دلایل او برای حفظ رفتار فعلی و عدم تمایل به تغییر است. برخلاف رویکردهای سنتی، درمانگر با این اظهارات مخالفت مستقیم نمیکند.
- گفتگوی دو صندلی Two-Chair Dialogue
- تکنیکی در EFT که در آن مراجع بین دو صندلی جابهجا میشود تا بخشهای متعارض درون خود را (مانند بخش سرزنشگر و بخش تجربهگر) به گفتگو و آشتی وادارد.
م
- مثلث تعارض Triangle of Conflict
- مفهومی در رویکرد ISTDP که نشان میدهد چگونه احساسات پنهان، اضطراب ناخودآگاه را تحریک کرده و منجر به استفاده از مکانیسمهای دفاعی میشود. درمانگر از این الگو برای تشخیص و مداخله استفاده میکند.
- مثلث شخص Triangle of Person
- نشاندهندهی ارتباط الگوهای تعارض روانی در سه حوزهی زندگی فرد است: رابطهی فعلی با درمانگر، روابط فعلی زندگی، و روابط گذشته با اشخاص مهم. اتصال این سه حوزه به بینش عمیق کمک میکند.
- مثلثسازی Triangulation
- فرایندی که در آن دو عضو از خانواده برای کاهش تنش در رابطهی دونفرهی خود، شخص سومی (مانند یک کودک) را وارد تعارض میکنند. این الگو باعث کاهش موقت اضطراب اما تداوم مشکل اصلی میشود.
- مجسمهسازی خانواده Family Sculpting
- تکنیکی تجربی که در آن یکی از اعضا با قرار دادن فیزیکی سایر اعضای خانواده در موقعیتها و ژستهای خاص، برداشت فضایی و هیجانی خود را از روابط خانوادگی به تصویر میکشد.
- مداخلهی متناقض Paradoxical Intervention
- تکنیکی که در آن درمانگر به جای تلاش برای تغییر مستقیم یک رفتار مشکلساز، به خانواده دستور میدهد تا آن رفتار را به صورت اغراقآمیز انجام دهند. این کار معمولا مقاومت را شکسته و پویایی سیستم را تغییر میدهد.
- مدل فعال درونی Internal Working Model
- چارچوب شناختی و بازنمایی ذهنی پایداری که کودک از خود، دیگران و روابط بر اساس کیفیت تعامل با مراقبان اولیه میسازد. این مدل، انتظارات فرد از روابط آینده را شکل میدهد.
- مرزها Boundaries
- قوانین نامرئی که تعیین میکنند چه کسانی و چگونه در زیرسیستمهای خانواده مشارکت داشته باشند. مرزهای سالم به اعضا اجازه میدهند تا همزمان احساس تعلق و استقلال داشته باشند.
- مسخ شخصیت / مسخ واقعیت Depersonalization / Derealization Disorder
- احساس جدا شدن از خود (مسخ شخصیت) یا احساس غیرواقعی بودن محیط اطراف (مسخ واقعیت). در این حالت، فرد احساس میکند مانند یک ناظر بیرونی در حال تماشای زندگی خود است.
- مصاحبه بالینی Clinical Interview
- ابزار اصلی ارزیابی که در آن بالینگر از طریق گفتگوی هدفمند، اطلاعاتی دربارهی تاریخچه، علائم، عملکرد و وضعیت فعلی مراجع جمعآوری میکند تا به تشخیص و طرح درمان برسد.
- معاینه وضعیت روانی Mental Status Examination
- ارزیابی مقطعی و ساختاریافته از عملکردهای رفتاری و شناختی فعلی مراجع شامل ظاهر، گفتار، خلق، تفکر و ادراک است. این معاینه معادل معاینهی فیزیکی در پزشکی است.
- مقاومت Resistance
- هرگونه نیروی آگاهانه یا ناخودآگاه از سوی مراجع که در برابر فرایند درمان، یادآوری خاطرات دردناک یا تغییرات روانی مانع ایجاد میکند. مقاومت خود حاوی اطلاعات مهمی برای درمانگر است.
- مقیاس لیکرت Likert Scale
- یک فرمت رایج در پرسشنامههای روانسنجی که در آن پاسخدهندگان میزان موافقت یا مخالفت خود را با یک گزاره روی یک پیوستار (مانند از کاملا مخالف تا کاملا موافق) مشخص میکنند.
- مکانیسم دفاعی Defense Mechanism
- استراتژیهای روانی ناخودآگاهی هستند که ایگو برای محافظت از خود در برابر اضطراب ناشی از تعارضات درونی یا واقعیتهای بیرونی به کار میگیرد. استفادهی مفرط از آنها میتواند آسیبزا باشد.
- منطقهی تقریبی رشد Zone of Proximal Development
- مفهومی در نظریه ویگوتسکی که فاصلهی بین سطحی از عملکرد که کودک به تنهایی میتواند انجام دهد و سطحی که با هدایت یک فرد ماهرتر میتواند به آن برسد را توصیف میکند.
- مواجهه Exposure
- تکنیکی است که در آن فرد به صورت تدریجی یا مستقیم با محرکها یا موقعیتهای اضطرابآور روبرو میشود. هدف از این کار، کاهش پاسخ ترس از طریق خوگیری و یادگیری جدید است.
- موقعیت ناآشنا Strange Situation
- یک روش آزمایشگاهی طراحیشده توسط مری اینزورث برای ارزیابی الگوهای دلبستگی در کودکان نوپا است که واکنش کودک را به جدایی از مراقب و رویارویی با غریبه بررسی میکند.
- مهارتهای اورز OARS Skills
- چهار مهارت ارتباطی پایهای در مصاحبهی انگیزشی که شامل پرسشهای بازپاسخ، تاییدها، بازتابها و خلاصهسازیها میشود. این مهارتها برای ایجاد فضای همدلانه و اکتشافی به کار میروند.
ن
- ناامیدی خلاق Creative Hopelessness
- مرحلهای در ابتدای درمان ACT که مراجع متوجه میشود تلاشهای قبلی او برای کنترل هیجانات نهتنها بیفایده بوده، بلکه مشکل را بدتر کرده است. این بینش، راه را برای استراتژیهای جدید باز میکند.
- ناهشیار Unconscious
- بخشی از ذهن که حاوی افکار، خاطرات، امیال و تکانههایی است که خارج از آگاهی فعلی فرد قرار دارند. این محتویات غالبا به دلیل ماهیت تهدیدکنندهشان واپسرانده شدهاند اما بر رفتار تاثیر میگذارند.
- نشانگر هیجانی Emotion Marker
- نشانههای کلامی یا غیرکلامی در رفتار مراجع که نشاندهندهی آمادگی او برای کار روی یک مشکل خاص هیجانی است. درمانگر با شناسایی این نشانگرها، مداخلهی مناسب را انتخاب میکند.
- نظریهی ذهن Theory of Mind
- توانایی درک این موضوع که دیگران نیز دارای افکار، باورها، احساسات و مقاصدی متفاوت از ما هستند. این مهارت شناختی برای همدلی و موفقیت در تعاملات اجتماعی ضروری است.
- نقشههای عشق Love Maps
- بخشی از مغز شرکای عاطفی که اطلاعات مرتبط با دنیای درونی، علاقهمندیها، نگرانیها و تاریخچهی شخصی فرد مقابل در آن ذخیره میشود. بهروزرسانی مداوم این نقشهها پایهی صمیمیت است.
ه
- هراس خاص Specific Phobia
- ترس شدید، غیرمنطقی و مداوم از یک شیء یا موقعیت خاص است. مواجهه با آن محرک، بلافاصله واکنش اضطرابی شدیدی را در فرد ایجاد میکند.
- هگزافلکس Hexaflex
- مدلی ششضلعی در رویکرد ACT که شش فرایند اصلی انعطافپذیری روانشناختی (پذیرش، گسلش، خود مشاهدهگر، تماس با حال، ارزشها و عمل متعهدانه) را به صورت تعاملی نشان میدهد.
- همایستایی Homeostasis
- تمایل سیستم خانواده به حفظ ثبات، تعادل و الگوهای آشنای خود، حتی زمانی که این الگوها ناکارآمد یا بیمارگونه باشند. خانوادهها برای حفظ این تعادل در برابر تغییر مقاومت نشان میدهند.
- همجوشیزدایی شناختی Cognitive Defusion
- فرایند جدا شدن از افکار و مشاهدهی آنها به عنوان صرفا کلماتی در ذهن، نه به عنوان حقایق مطلق. این مهارت کمک میکند تا سلطه و تاثیر مخرب افکار منفی بر رفتار کاهش یابد.
- همسویی با مقاومت Rolling with Resistance
- استراتژی کلیدی در مصاحبهی انگیزشی که درمانگر به جای بحث یا تقابل با مقاومت مراجع، با آن همراهی کرده و دیدگاه او را میپذیرد. این کار از ایجاد گارد دفاعی جلوگیری میکند.
- همنوازی همدلانه Empathic Attunement
- توانایی درمانگر برای ردیابی مداوم و درک عمیق تجربهی هیجانی لحظهبهلحظهی مراجع. این ارتباط امن به مراجع کمک میکند تا تجربیات درونی خود را بهتر کاوش کند.
- هنجارها Norms
- دادههای مرجعی هستند که از اجرای آزمون بر روی یک نمونهی معرف از جامعه به دست میآیند. نمرهی خام هر فرد با مقایسه شدن با این هنجارها معنا و تفسیر پیدا میکند.
- هویت در برابر سردرگمی نقش Identity vs. Role Confusion
- پنجمین مرحله از نظریهی رشد روانیـاجتماعی اریکسون است که در دورهی نوجوانی رخ میدهد. فرد در این مرحله باید به درکی منسجم از خود، ارزشها و مسیر آیندهاش دست یابد.
- هیجان ابزاری Instrumental Emotion
- هیجانی است که به صورت ناآگاهانه برای تاثیرگذاری بر دیگران یا دستکاری موقعیت ابراز میشود، مانند گریه کردن برای فرار از مسئولیت. این هیجانها بیانگر تجربهی اصلی فرد در آن لحظه نیستند.
- هیجان اولیه Primary Emotion
- اولین و بنیادیترین واکنش هیجانی فرد به یک موقعیت در لحظهی اکنون است. این هیجانات معمولا انطباقی و راهنمای مفیدی برای درک نیازهای اصلی فرد هستند.
- هیجان ثانویه Secondary Emotion
- واکنشی هیجانی است که در پاسخ به هیجان اولیه شکل میگیرد و اغلب برای پوشاندن آن به کار میرود. برای مثال، ابراز خشم ثانویه هنگامی که فرد در درون احساس ترس یا شرم اولیه دارد.