فکر بنیانبانک مقالات روان‌شناسی

واژگان

کلیدواژه‌های مقاله‌ها، جدا برای فارسی و انگلیسی. با زدن هر کلیدواژه انتخاب کنید مقاله‌های فارسی یا انگلیسی مرتبط را ببینید.

ا

آزمون عینی Objective Test
آزمون‌هایی روان‌شناختی با سوالات استاندارد و پاسخ‌های مشخص (مانند چندگزینه‌ای) که نمره‌گذاری آن‌ها مستقل از قضاوت ذهنی ارزیاب است؛ مانند پرسشنامه‌ی MMPI.
آزمون فرافکن Projective Test
آزمون‌هایی که در آن‌ها از محرک‌های مبهم (مانند لکه‌های جوهر رورشاخ) استفاده می‌شود. فرض بر این است که فرد تعارضات و امیال ناخودآگاه خود را بر روی این محرک‌ها فرافکنی می‌کند.
آسیب دلبستگی Attachment Injury
نوعی ترومای رابطه‌ای که زمانی رخ می‌دهد که یکی از زوجین در لحظه‌ی نیاز شدید به حمایت، از سوی شریک خود طرد شده یا مورد خیانت قرار می‌گیرد. این آسیب باعث تخریب اعتماد و امنیت می‌شود.
آموزش آرمیدگی Relaxation Training
مجموعه‌ای از تکنیک‌ها مانند تنفس عمیق یا آرام‌سازی پیش‌رونده‌ی عضلانی که برای کاهش برانگیختگی فیزیولوژیک آموزش داده می‌شوند. این مهارت‌ها به کنترل اضطراب و استرس کمک می‌کنند.
اجتناب تجربه‌ای Experiential Avoidance
تلاش مستمر فرد برای فرار، سرکوب یا تغییر شکل دادن به احساسات، افکار و خاطرات ناخوشایند. در رویکرد ACT، این اجتناب ریشه‌ی اصلی بسیاری از آسیب‌های روانی در نظر گرفته می‌شود.
اجتناب طرحواره‌ای Schema Avoidance
سبک مقابله‌ای که در آن فرد برای جلوگیری از فعال شدن طرحواره‌ها و تجربه‌ی درد هیجانی، از موقعیت‌ها، افکار یا احساسات خاص فرار می‌کند. این می‌تواند شامل سوءمصرف مواد یا انزوای اجتماعی باشد.
احساسات پنهان Hidden Emotion
هیجانات اصیل و قدرتمندی (اغلب خشم، گناه یا سوگ) هستند که به دلیل تجربیات گذشته غیرقابل‌قبول یا خطرناک ارزیابی شده و به ناهشیار رانده شده‌اند. هدف ISTDP دسترسی به این احساسات است.
اختلال استرس پس از سانحه posttraumatic stress disorder
اختلالی که پس از تجربه یا مشاهده‌ی یک رویداد آسیب‌زای شدید و تهدیدکننده‌ی حیات شکل می‌گیرد. علائم آن شامل یادآوری مکرر خاطرات، کابوس‌ها، اجتناب از محرک‌های یادآور و گوش‌به‌زنگی است.
اختلال استرس حاد Acute Stress Disorder
واکنشی کوتاه‌مدت به یک رویداد تروماتیک است که علائم آن مشابه PTSD می‌باشد اما بلافاصله پس از سانحه رخ داده و معمولا تا یک ماه برطرف می‌شود. در صورت تداوم، ممکن است به PTSD تبدیل شود.
اختلال اضطراب اجتماعی Social Anxiety Disorder
ترس شدید و مداوم از موقعیت‌های اجتماعی که در آن‌ها فرد ممکن است مورد قضاوت، بررسی یا تمسخر دیگران قرار گیرد. این ترس منجر به اجتناب از تعاملات اجتماعی و افت عملکرد می‌شود.
اختلال اضطراب بیماری Illness Anxiety Disorder
اشتغال ذهنی و ترس مداوم از ابتلا به یک بیماری جدی، در حالی که علائم جسمانی وجود ندارند یا بسیار خفیف هستند. فرد مکرراً وضعیت سلامت خود را بررسی می‌کند.
اختلال اضطراب فراگیر Generalized Anxiety Disorder
اختلالی است که در آن فرد نگرانی مفرط، غیرقابل‌کنترل و مداومی درباره‌ی مسائل روزمره‌ی زندگی دارد. این اضطراب معمولا با علائم جسمانی مانند تنش عضلانی و بی‌خوابی همراه است.
اختلال افسردگی اساسی Major Depressive Disorder
یک اختلال خلقی است که با احساس غمگینی پایدار، از دست دادن علاقه به فعالیت‌ها و افت قابل‌توجه در عملکرد روزمره همراه است. این وضعیت می‌تواند بر خواب، اشتها و تمرکز تاثیر منفی بگذارد.
اختلال تبدیلی Conversion Disorder
بروز علائم عصبی مانند فلجی، کوری یا تشنج که هیچ دلیل پزشکی مشخصی برای آن‌ها یافت نمی‌شود. معمولا این علائم پس از یک تعارض یا استرس روانی شدید ظاهر می‌گردند.
اختلال دوقطبی Bipolar Disorder
نوعی اختلال خلقی است که با نوسانات شدید و غیرمعمول در خلق، انرژی و سطح فعالیت شناخته می‌شود. این نوسانات شامل دوره‌های شیدایی (مانیا) و دوره‌های افسردگی است.
اختلال سازگاری Adjustment Disorder
واکنش هیجانی یا رفتاری ناسازگارانه به یک عامل استرس‌زای قابل‌شناسایی است. این واکنش بیش از حد انتظار بوده و باعث افت عملکرد قابل‌توجهی در زندگی فرد می‌شود.
اختلال شخصیت اجتنابی Avoidant Personality Disorder
الگویی از احساس بی‌کفایتی، حساسیت شدید به ارزیابی منفی و بازداری اجتماعی است. فرد مبتلا تمایل به ارتباط دارد اما از ترس طرد شدن، از موقعیت‌های اجتماعی اجتناب می‌کند.
اختلال شخصیت اسکیزوئید Schizoid Personality Disorder
الگویی از کناره‌گیری از روابط اجتماعی و محدودیت در ابراز هیجانات است. فرد تمایلی به صمیمیت نداشته و فعالیت‌های انفرادی را به شدت ترجیح می‌دهد.
اختلال شخصیت اسکیزوتایپال Schizotypal Personality Disorder
الگویی از نقص‌های اجتماعی، ناراحتی حاد در روابط صمیمانه، همراه با تحریف‌های شناختی یا ادراکی و رفتارهای غیرعادی است. فرد معمولا تفکر جادویی و عقاید عجیبی دارد.
اختلال شخصیت پارانوئید Paranoid Personality Disorder
الگوی فراگیر از بی‌اعتمادی و سوءظن به دیگران است، به طوری که فرد انگیزه‌های اطرافیان را بدخواهانه تفسیر می‌کند. این افراد معمولا کینه‌توز بوده و در روابط خود سرد هستند.
اختلال شخصیت خودشیفته Narcissistic Personality Disorder
الگویی از خودبزرگ‌بینی، نیاز مفرط به تحسین دیگران و فقدان همدلی است. فرد مبتلا معمولا احساس استحقاق بالایی داشته و دیگران را برای رسیدن به اهداف خود استثمار می‌کند.
اختلال شخصیت ضداجتماعی Antisocial Personality Disorder
الگویی از بی‌توجهی و نقض حقوق دیگران است که از دوران کودکی یا نوجوانی آغاز می‌شود. این افراد غالبا فریبکار بوده، رفتارهای تکانشی دارند و از کارهای خلاف خود احساس پشیمانی نمی‌کنند.
اختلال شخصیت مرزی borderline personality disorder
یک الگوی فراگیر از بی‌ثباتی در روابط بین‌فردی، تصویر خود و هیجانات، همراه با تکانشگری بارز است. افراد مبتلا معمولا ترس شدیدی از طرد شدن و رها شدن دارند.
اختلال شخصیت نمایشی Histrionic Personality Disorder
الگویی از هیجان‌طلبی مفرط و توجه‌طلبی است. فرد در موقعیت‌هایی که مرکز توجه نیست احساس ناراحتی کرده و اغلب از رفتارهای نمایشی و اغواگرانه استفاده می‌کند.
اختلال شخصیت وابسته Dependent Personality Disorder
نیاز مفرط و فراگیر به مراقبت شدن که منجر به رفتارهای مطیعانه و چسبنده و ترس از جدایی می‌شود. فرد برای تصمیم‌گیری‌های روزمره نیازمند اطمینان‌بخشی مداوم دیگران است.
اختلال شخصیت وسواسی‌‌اجباری Obsessive-Compulsive Personality Disorder
الگویی از اشتغال ذهنی مفرط به نظم، کمال‌گرایی و کنترل ذهنی و بین‌فردی است که به قیمت از دست دادن انعطاف‌پذیری و کارایی تمام می‌شود. این اختلال با بیماری OCD متفاوت است.
اختلال علامت جسمانی Somatic Symptom Disorder
تمرکز بیش از حد و اضطراب مداوم فرد درباره‌ی یک یا چند علامت جسمانی است که باعث پریشانی شدید می‌شود. این علائم ممکن است منشأ پزشکی داشته یا نداشته باشند.
اختلال نقص توجه/بیش‌فعالی Attention-Deficit/Hyperactivity Disorder
اختلالی عصبی‌ـ‌رشدی که با الگوی مداوم بی‌توجهی، بیش‌فعالی و تکانشگری همراه است و با سطح رشد فرد همخوانی ندارد. این علائم معمولا در چندین محیط مانند خانه و مدرسه بروز می‌کنند.
اختلال وحشت‌زدگی Panic Disorder
اختلالی که با بروز حملات ناگهانی و مکرر ترس شدید (حملات پنیک) بدون وجود خطر واقعی مشخص می‌شود. فرد مبتلا معمولا نگران وقوع حملات بعدی یا پیامدهای آن‌ها است.
اختلال وسواسی‌اجباری Obsessive-Compulsive Disorder
اختلالی که با افکار مزاحم و تکرارشونده (وسواس) و رفتارهای تکراری (اجبار) برای کاهش اضطراب ناشی از آن افکار مشخص می‌شود. این چرخه زمان زیادی از فرد می‌گیرد و در زندگی او اختلال ایجاد می‌کند.
ارزش‌ها Values
کیفیت‌های انتخابی برای نحوه‌ی زندگی کردن و عمل کردن هستند که مسیر و معنای زندگی را مشخص می‌کنند. برخلاف اهداف که قابل دستیابی‌اند، ارزش‌ها قطب‌نمایی برای حرکت مداوم هستند.
ارزیابی عصب‌روان‌شناختی Neuropsychological Assessment
استفاده از آزمون‌های تخصصی برای بررسی رابطه‌ی بین عملکرد مغز و رفتار. این ارزیابی برای تشخیص آسیب‌های مغزی و نقص‌های شناختی در حافظه، توجه و عملکردهای اجرایی استفاده می‌شود.
استانداردسازی Standardization
فرایند ایجاد رویه‌های یکسان برای اجرا و نمره‌گذاری یک آزمون روانی است تا اطمینان حاصل شود که شرایط برای همه‌ی آزمودنی‌ها یکسان است و نتایج قابل مقایسه هستند.
اسکیزوفرنی Schizophrenia
یک اختلال روانی جدی است که بر نحوه‌ی تفکر، احساس و رفتار فرد تاثیر می‌گذارد. مشخصه‌ی اصلی آن قطع ارتباط با واقعیت، توهم، هذیان و اختلال در عملکردهای شناختی است.
اضطراب جدایی Separation Anxiety
پریشانی و ترس طبیعی که در کودکان هنگام دور شدن از مراقبان اصلی بروز می‌کند. اگر این اضطراب در سنین نامناسب یا با شدت بسیار بالا رخ دهد، به عنوان یک اختلال بالینی شناخته می‌شود.
اضطراب ناهشیار Unconscious Anxiety
تنش‌های فیزیولوژیکی که هنگام نزدیک شدن به احساسات پنهانِ تهدیدکننده در بدن بروز می‌کنند. مسیرهای تخلیه‌ی این اضطراب (عضلات ارادی، ماهیچه‌های صاف، اختلال شناختی) برای تشخیص اهمیت دارند.
افکار خودآیند Automatic Thoughts
افکار یا تصاویری سریع و ارزیابانه که در واکنش به موقعیت‌ها به‌طور ناگهانی در ذهن ظاهر می‌شوند. این افکار معمولا به سطح هشیاری نزدیک‌اند و در بروز هیجانات نقش مستقیم دارند.
انتقال Transference
فرایندی ناخودآگاه که طی آن مراجع، احساسات، نگرش‌ها و انتظارات خود نسبت به افراد مهم گذشته (مانند والدین) را به درمانگر فرافکنی کرده و تعمیم می‌دهد. تحلیل انتقال ابزار مهمی در روان‌کاوی است.
انتقال متقابل Countertransference
واکنش‌های هیجانی ناخودآگاه درمانگر به مراجع است که ریشه در تعارضات حل‌نشده‌ی خود درمانگر دارد. آگاهی و مدیریت این واکنش‌ها برای پیشبرد درمان ضروری است.
انحراف استاندارد Standard Deviation
شاخصی آماری که میزان پراکندگی نمرات یک مجموعه داده را حول میانگین آن نشان می‌دهد. در آزمون‌های روانی، این شاخص برای تفسیر فاصله‌ی نمره‌ی فرد از عملکرد جامعه ضروری است.
انعطاف‌پذیری روان‌شناختی Psychological Flexibility
توانایی حضور کامل در لحظه حال، آگاهی از افکار و احساسات بدون دفاع، و اقدام در راستای ارزش‌های شخصی با وجود تجربه‌ی هیجانات منفی است. این هدف نهایی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) است.
ایجاد معنا Meaning Creation
فرایندی که در آن مراجع پس از تجربه‌ی عمیق هیجانات خود، به درک و روایت جدیدی از تجربیاتش دست می‌یابد. این مرحله منجر به یکپارچگی شناختی‌ـ‌هیجانی می‌شود.
اید Id
ابتدایی‌ترین و غریزی‌ترین بخش شخصیت است که منبع انرژی روانی و غرایز زیستی می‌باشد. اید کاملا در سطح ناهشیار عمل کرده و از اصل لذت پیروی می‌کند.
ایگو Ego
بخش واقع‌بین و اجرایی شخصیت است که به عنوان میانجی بین خواسته‌های تکانشی اید، محدودیت‌های سوپرایگو و واقعیت بیرونی عمل می‌کند. ایگو بر اساس اصل واقعیت کار می‌کند.

ب

باز کردن قفل ناهشیار Unlocking the Unconscious
لحظه‌ای حیاتی در درمان که در آن سد دفاعی مراجع شکسته می‌شود و هیجانات سرکوب‌شده‌ی گذشته با شدت زیاد به سطح هشیاری می‌آیند. این تجربه‌ی کاتارسیس منجر به تسکین و بینش عمیق می‌گردد.
بازتاب‌ها Reflections
بیان مجدد صحبت‌های مراجع توسط درمانگر به شیوه‌ای که نشان‌دهنده‌ی درک عمیقِ معنای کلمات یا احساسات او باشد. گوش دادن بازتابی، ابزار اصلی برای هدایت مراجع به سمت تغییر است.
بازسازی شناختی Cognitive Restructuring
یک تکنیک اصلی در رویکرد شناختی‌ـ‌رفتاری که به مراجع کمک می‌کند تا افکار منفی و تحریف‌شده‌ی خود را شناسایی کرده و آن‌ها را با باورهای واقع‌بینانه‌تر جایگزین کند.
بازوالدینی حدومرزدار Limited Reparenting
فرایندی در طرحواره‌درمانی است که درمانگر تلاش می‌کند تا حدودی نیازهای هیجانی ارضانشده‌ی دوران کودکی مراجع را در محدوده‌ی مرزهای حرفه‌ای برآورده سازد. این رویکرد نیازمند صمیمیت و مراقبت درمانی است.
باورهای بنیادین Core Beliefs
عمیق‌ترین سطح از شناخت‌ها هستند که شامل ارزیابی‌های کلی، مطلق و انعطاف‌ناپذیر فرد درباره‌ی خود، دیگران و جهان می‌شوند. این باورها معمولا در دوران کودکی شکل می‌گیرند.
باورهای میانجی Intermediate Beliefs
قواعد، نگرش‌ها و مفروضاتی هستند که بین باورهای بنیادین و افکار خودآیند قرار دارند. آن‌ها استانداردهایی هستند که فرد برای مدیریت باورهای بنیادین دردناک خود به کار می‌گیرد.
برخورد رودررو Head-on Collision
مداخله‌ای قوی در زمانی که مراجع به شدت مقاومت می‌کند؛ درمانگر پیامدهای مخرب دفاع‌ها را برای زندگی مراجع روشن کرده و او را با ضرورت انتخاب بین تغییر یا ادامه‌ی رنج روبرو می‌سازد.
برنامه‌ریزی فعالیت‌ها Activity Scheduling
تنظیم و زمان‌بندی دقیق فعالیت‌های روزانه در طی درمان است تا مراجع ساختار مشخصی داشته باشد. این روش در غلبه بر بی‌حسی، افزایش تسلط و احساس لذت موثر است.
برون‌سازی Accommodation
فرایندی شناختی که در آن فرد الگوها و طرحواره‌های ذهنی موجود خود را برای گنجاندن اطلاعات و تجربیات جدید تغییر می‌دهد. این فرایند زمانی رخ می‌دهد که درون‌سازی پاسخگوی محرک‌های تازه نباشد.
بی‌اشتهایی عصبی Anorexia Nervosa
یک اختلال خوردن است که با کاهش وزن شدید، ترس غیرمنطقی از چاقی و تصویر بدنی تحریف‌شده مشخص می‌شود. فرد با محدودیت شدید دریافت کالری، سلامت جسمانی خود را به خطر می‌اندازد.

پ

پایایی reliability
میزان ثبات و سازگاری یک ابزار سنجش است. به این معنا که اگر یک آزمون روانی تحت شرایط مشابه تکرار شود، باید نتایج مشابه و قابل‌اعتمادی را ارائه دهد.
پایداری شیء Object Permanence
درک شناختی کودک مبنی بر اینکه اشیاء و افراد حتی زمانی که دیده نمی‌شوند یا در دسترس حواس نیستند، همچنان وجود دارند. این توانایی معمولا در مرحله‌ی حسی‌ـ‌حرکتی پیاژه شکل می‌گیرد.
پذیرش Acceptance
ایجاد فضایی باز و پذیرا برای تجربیات درونی دردناک، به جای تلاش برای کنترل یا سرکوب آن‌ها. این رویکرد به معنای تمایل به تجربه‌ی احساسات همان‌گونه که هستند، می‌باشد.
پرخوری عصبی Bulimia Nervosa
اختلال خوردن که شامل دوره‌های مکرر مصرف حجم زیادی غذا (پرخوری) و به دنبال آن رفتارهای جبرانی نامناسب مانند استفراغ عمدی است. هدف از این رفتارها، جلوگیری از افزایش وزن است.
پرسشگری حلقوی Circular Questioning
تکنیکی در خانواده‌درمانی که درمانگر با پرسیدن سوالاتی درباره‌ی چگونگی ارتباط رفتار یک عضو با اعضای دیگر، به خانواده کمک می‌کند تا الگوهای تعاملی و چرخه‌های رفتاری خود را ببینند.
پرسشگری سقراطی Socratic Questioning
یک سبک پرسشگری هدایت‌شده در شناخت‌درمانی است که درمانگر به کمک آن، مراجع را در مسیر کشف و ارزیابی اعتبار افکار خودش قرار می‌دهد. این روش منجر به بینش و کشف هدایت‌شده می‌شود.
پرسشنامه‌ی خودگزارش‌دهی Self-Report Inventory
نوعی ابزار سنجش که در آن فرد با خواندن سوالات یا عبارات، خودش وضعیت، علائم یا ویژگی‌های شخصیتی خود را ارزیابی و رتبه‌بندی می‌کند، مانند پرسشنامه افسردگی بک.
پرسش‌های بازپاسخ Open-ended Questions
سوالاتی هستند که نمی‌توان با یک کلمه‌ی ساده‌ی «بله» یا «خیر» به آن‌ها پاسخ داد و مراجع را تشویق به توضیح بیشتر و تفکر درباره‌ی وضعیت خود می‌کنند.
پیشگیری از عود Relapse Prevention
یک رویکرد در مراحل پایانی درمان که بر شناسایی موقعیت‌های پرخطر و آموزش مهارت‌های مقابله‌ای تمرکز دارد. هدف آن، حفظ دستاوردهای درمانی و جلوگیری از بازگشت علائم بیماری است.
پیوستن Joining
مرحله‌ی ابتدایی در ساختاردرمانی خانواده که درمانگر با احترام به قوانین، زبان و سبک تعاملی خانواده، خود را به عنوان یک رهبر هم‌دل در سیستم جا می‌اندازد. این اتحاد برای مداخلات بعدی ضروری است.

ت

تاییدها Affirmations
بیانیه‌هایی از سوی درمانگر که نقاط قوت، تلاش‌ها و موفقیت‌های گذشته‌ی مراجع را شناسایی و تحسین می‌کنند. این کار به افزایش خودکارآمدی مراجع کمک می‌کند.
تحریف‌های شناختی Cognitive Distortions
خطاهای سیستماتیک در پردازش اطلاعات هستند که منجر به نتیجه‌گیری‌های اشتباه و سوء‌تعبیر واقعیت می‌شوند. تفکر همه‌یا‌هیچ و فاجعه‌سازی نمونه‌هایی از این خطاهای ذهنی هستند.
تداعی آزاد Free Association
تکنیک اصلی در روان‌کاوی که از مراجع خواسته می‌شود هر فکر، احساس یا تصویری که به ذهنش می‌رسد را بدون هیچ‌گونه سانسور یا فیلتری بیان کند. این کار راهی برای دسترسی به محتوای ناهشیار است.
ترازوی تصمیم‌گیری Decisional Balance
تکنیکی برای کمک به مراجع جهت بررسی آگاهانه‌ی مزایا و معایب تغییر در برابر مزایا و معایب حفظ رفتار فعلی. این کار به حل‌وفصل دوسویه‌گرایی کمک می‌کند.
تسلیم طرحواره Schema Surrender
یک سبک مقابله‌ای است که در آن فرد با پذیرش و تسلیم شدن در برابر طرحواره، به‌گونه‌ای رفتار می‌کند که صحت آن را تایید نماید. او الگوهای مخرب گذشته را در روابط فعلی خود تکرار می‌کند.
تصویرسازی ذهنی و بازنویسی Imagery Rescripting
تکنیکی تجربی است که در آن مراجع خاطرات آسیب‌زای دوران کودکی را تصور می‌کند و سپس با کمک درمانگر یا بزرگسال سالمِ درون خود، پایان آن خاطره را برای تامین نیازهای کودک تغییر می‌دهد.
تعبیر و تفسیر Interpretation
مداخله‌ای که در آن درمانگر به الگوهای رفتاری، رویاها یا مقاومت‌های مراجع معنایی روان‌شناختی می‌بخشد. هدف این است که محتوای ناهشیار برای مراجع قابل فهم و هشیار شود.
تکلیف‌دهی تدریجی Graded Task Assignment
شکستن یک کار بزرگ و دلهره‌آور به گام‌های کوچک‌تر و قابل مدیریت است. این تکنیک به مراجعان کمک می‌کند تا بدون احساس فشار، به تدریج بر وظایف خود مسلط شوند.
تکنیک پیکان رو به پایین Downward Arrow Technique
تکنیکی در CBT برای استخراج باورهای میانجی و بنیادین است. درمانگر با پرسیدن مداومِ پرسش‌هایی مانند «اگر این فکر درست باشد، چه معنایی برای شما دارد؟» به ریشه‌ی شناخت‌ها می‌رسد.
تلاش برای ارتباط Bids for Connection
هرگونه اقدام کلامی یا غیرکلامی از سوی یکی از زوجین برای جلب توجه، تایید، محبت یا ارتباط با شریک عاطفی است. نحوه‌ی پاسخ‌دهی به این تلاش‌ها، کیفیت رابطه را تعیین می‌کند.
تمارض Malingering
تولید عمدی، اغراق یا ادعای دروغین علائم فیزیکی یا روانی برای به دست آوردن یک منفعت خارجی مشخص مانند غرامت مالی یا فرار از مسئولیت‌های قانونی.
تماس با لحظه‌ی حال Contact with the Present Moment
آگاهی انعطاف‌پذیر، غیرقضاوتی و متمرکز بر تجربیات اینجا و اکنون است. این فرایند فرد را از گیر افتادن در نشخوار گذشته یا نگرانی برای آینده رها می‌کند.
تمایزیافتگی خود Differentiation of Self
توانایی فرد برای تفکیک کردن فرایندهای فکری از فرایندهای هیجانی، و حفظ استقلال روانی در عین ارتباط نزدیک با خانواده. افراد با تمایزیافتگی بالا، در برابر فشارهای سیستم خانواده کمتر واکنش‌پذیرند.
تنظیم هیجان emotion regulation
توانایی فرد برای آگاهی، پذیرش، درک و تعدیل شدت و نحوه‌ی ابراز هیجانات خود است. در درمان متمرکز بر هیجان (EFT)، تقویت این مهارت بسیار اساسی است.
توالی پویای مرکزی Central Dynamic Sequence
مجموعه‌ای ساختاریافته از مداخلات در ISTDP (شامل فشار، چالش و برخورد) که درمانگر برای غلبه بر مقاومت و باز کردن قفل ناهشیار مراجع به کار می‌برد.

ث

ثبات شیء Object Constancy
توانایی روانی برای حفظ یک پیوند عاطفی مثبت و پایدار با یک فرد مهم، حتی در زمان غیبت فیزیکی او یا هنگام بروز خشم و ناکامی. این مهارت برای حفظ روابط صمیمانه ضروری است.

ج

جبران افراطی Schema Overcompensation
سبکی مقابله‌ای که در آن فرد رفتاری کاملا متضاد با آنچه طرحواره دیکته می‌کند، انجام می‌دهد. او برای فرار از احساس نقص یا آسیب‌پذیری، ممکن است به فردی پرخاشگر یا خودشیفته تبدیل شود.

چ

چالش (در ISTDP) Challenge
مداخله‌ای فعال برای مسدود کردن دفاع‌های مراجع پس از آشکار شدن آن‌هاست. درمانگر با این کار به مراجع نشان می‌دهد که دفاع‌هایش چگونه مانع پیشرفت او می‌شوند.
چرخه‌ی تعامل منفی Negative Interaction Cycle
الگوی تکرارشونده و مخربی از کنش‌ها و واکنش‌ها میان زوجین در EFT که هر دو نفر را در گردابی از احساسات دردناک گرفتار می‌کند. شناسایی و توقف این چرخه، گام مهم درمان است.
چهار اسب‌سوار آخرالزمان Four Horsemen of the Apocalypse
استعاره‌ای در نظریه‌ی گاتمن برای توصیف چهار الگوی ارتباطی بسیار مخرب شامل انتقاد، سرزنش/تحقیر، حالت تدافعی و دیوار کشیدن. حضور مداوم این الگوها پیش‌بینی‌کننده‌ی قوی برای طلاق است.

ح

حساسیت‌زدایی منظم Systematic Desensitization
روشی درمانی برای فوبیاها که ترکیبی از آموزش آرمیدگی و مواجهه‌ی تدریجی با سلسله‌مراتب محرک‌های ترس‌آور است. این روش جایگزین کردن پاسخ ترس با حالت آرامش را تسهیل می‌کند.
حل و فصل Working Through
فرایند طولانی و مکرر کاوش در بینش‌های به‌دست‌آمده در درمان و اعمال آن‌ها در جنبه‌های مختلف زندگی است. این مرحله برای تثبیت تغییرات شخصیتی ضروری است.
حوزه‌ی طرحواره Schema Domain
دسته‌بندی‌های کلی‌تری هستند که طرحواره‌های ناسازگار مشابه را بر اساس نیازهای هیجانی ارضانشده‌ی دوران کودکی گروه‌بندی می‌کنند. برای مثال، حوزه‌ی بریدگی و طرد شامل طرحواره‌های رهاشدگی و نقص است.

خ

خانه‌ی روابط سالم Sound Relationship House
مدل ساختاری گاتمن برای یک رابطه‌ی موفق که از هفت سطح (از ساختن نقشه‌های عشق تا ایجاد معنای مشترک) تشکیل شده است. اعتماد و تعهد، ستون‌های نگهدارنده‌ی این خانه هستند.
خط پایه Baseline
اندازه‌گیری اولیه از فراوانی، شدت یا مدت زمان یک رفتار یا علامت پیش از شروع مداخله‌ی درمانی است. این داده‌ها برای مقایسه و ارزیابی اثربخشی درمان استفاده می‌شوند.
خلاصه‌سازی Summaries
بازتاب‌های طولانی‌تری که درمانگر برای پیوند دادن بخش‌های مختلف صحبت‌های مراجع، برجسته کردن گفتار تغییر و تایید درک خود از وضعیت مراجع به کار می‌برد.
خود به عنوان زمینه Self-as-Context
دیدگاهی که در آن فرد خود را ظرف یا زمینه‌ای می‌بیند که تمام افکار و احساسات درون آن رخ می‌دهند، نه خود آن محتویات ذهنی. این دیدگاه به ایجاد حس امنیت و ثبات درونی کمک می‌کند.

د

داربست‌سازی Scaffolding
حمایت موقت و متناسبی که توسط یک بزرگسال یا فرد ماهرتر به یادگیرنده ارائه می‌شود تا او بتواند تکلیفی را در منطقه‌ی تقریبی رشد خود انجام دهد. با افزایش مهارت، این حمایت به تدریج حذف می‌شود.
درون‌سازی Assimilation
مفهومی در نظریه‌ی رشد پیاژه که به فرایند جذب اطلاعات و تجربیات جدید در چارچوب طرحواره‌های شناختی موجود اشاره دارد. کودک بدون تغییر دادن الگوهای ذهنی خود، دنیای جدید را تفسیر می‌کند.
درهم‌تنیدگی Enmeshment
الگویی از روابط خانوادگی که در آن مرزهای بین افراد بسیار تار و نامشخص است و استقلال فردی فدای نزدیکی بیش از حد می‌شود. در این حالت، هیجانات یک نفر به‌سرعت به دیگران منتقل می‌گردد.
دفاع‌های تاکتیکی Tactical Defenses
رفتارها یا الگوهای کلامی و غیرکلامی هستند که مراجع در لحظه برای فاصله گرفتن از درمانگر یا هیجانات خود استفاده می‌کند. لبخند زدن هنگام صحبت از غم، نمونه‌ای از این دفاع‌هاست.
دلبستگی آشفته Disorganized Attachment
سبکی که معمولا ریشه در ترومای کودکی یا رفتار ترسناک مراقب دارد. فرد منبع آرامش خود را همزمان منبع ترس می‌بیند، که منجر به رفتارهای متناقض و بی‌ثباتی شدید در روابط می‌شود.
دلبستگی اجتنابی Avoidant Attachment
سبکی که در پی طرد شدن مداوم نیازهای عاطفی کودک توسط مراقب شکل می‌گیرد. در بزرگسالی، این افراد از صمیمیت عاطفی دوری کرده و به شدت بر استقلال افراطی خود اتکا می‌کنند.
دلبستگی ایمن Secure Attachment
سبک دلبستگی سالمی که در آن کودک حضور مراقب را پایگاه امنی برای کاوش می‌داند. فرد با این سبک، در بزرگسالی روابطی مبتنی بر اعتماد، صمیمیت و احساس ارزشمندی تجربه می‌کند.
دلبستگی مضطرب‌‌مقاوم Anxious-Ambivalent Attachment
سبک دلبستگی ناشی از پاسخ‌دهی بی‌ثبات مراقب است که کودک در آن همواره نگران رها شدن است. در بزرگسالی، این افراد روابطی چسبنده، پر از ترس طرد شدن و نیازمند تایید مداوم دارند.
دنبال‌کننده Pursuer
نقشی در چرخه‌ی منفی زوجین که در آن فرد برای رفع اضطراب دلبستگی، به صورت افراطی به دنبال نزدیکی، دریافت تایید یا حل مشکل است. این رفتار غالبا با انتقاد و شکایت همراه می‌شود.
دوره‌ی حساس Sensitive Period
بازه‌ی زمانی خاصی در رشد که در آن ارگانیسم برای یادگیری مهارت‌ها یا تاثیرپذیری از محیط بیشترین آمادگی را دارد. اگرچه یادگیری در خارج از این دوره غیرممکن نیست، اما دشوارتر خواهد بود.
دوسویه‌گرایی Ambivalence
حالت تجربه کردن همزمان احساسات یا دلایل متضاد برای تغییر کردن یا تغییر نکردن است. در مصاحبه‌ی انگیزشی، این حالت به عنوان بخش طبیعیِ فرایند تغییر دیده می‌شود، نه مقاومت.
دونیم‌سازی Splitting
مکانیسم دفاعی ابتدایی که در آن فرد نمی‌تواند ویژگی‌های خوب و بد خود یا دیگران را یکپارچه کند. در نتیجه، افراد و موقعیت‌ها را به‌صورت کاملا خوب یا کاملا بد (سیاه و سفید) می‌بیند.
دیوار کشیدن Stonewalling
یکی از چهار اسب‌سوار گاتمن که در آن فرد از تعامل خارج شده، سکوت می‌کند و از نظر هیجانی و فیزیکی از شریک خود فاصله می‌گیرد. این رفتار معمولا واکنشی به طغیان هیجانی است.

ذ

ذهنیت بزرگسال سالم Healthy Adult Mode
بخش پخته و کارآمد روان است که قادر به حل مسئله، مراقبت از کودک آسیب‌پذیر، مقابله با والد ناکارآمد و تنظیم هیجانات است. تقویت این ذهنیت، هدف اصلی طرحواره‌درمانی است.
ذهنیت طرحواره‌ای Schema Mode
حالت‌ها، هیجانات و رفتارهای غالبی هستند که فرد در لحظه‌ی اکنون تجربه می‌کند. ذهنیت‌ها نشان‌دهنده‌ی بخش‌های فعال‌شده‌ی طرحواره‌ها و سبک‌های مقابله‌ای در زمان حال می‌باشند.
ذهنیت کودک آسیب‌پذیر Vulnerable Child Mode
حالتی است که در آن فرد هیجانات دردناک دوران کودکی مانند ترس، تنهایی و بی‌کفایتی را تجربه می‌کند. در این ذهنیت، فرد احساس می‌کند همان کودک بی‌پناه و طردشده‌ی گذشته است.
ذهنیت کودک عصبانی Angry Child Mode
حالتی است که فرد به دلیل ارضا نشدن نیازهای هیجانی‌اش، خشم شدیدی را تجربه و ابراز می‌کند. این ابراز خشم معمولا تکانشی، کودکانه و نامتناسب با موقعیت فعلی است.
ذهنیت والد تنبیه‌گر Punitive Parent Mode
صدای درونی شده‌ی چهره‌های اقتدار گذشته است که فرد را به خاطر ابراز نیازها یا ارتکاب اشتباه، تحقیر و سرزنش می‌کند. این ذهنیت باعث احساس گناه و بی‌ارزشی شدید می‌شود.
ذهنیت والد متوقع Demanding Parent Mode
صدای درونی است که دائما فرد را به تلاش بیشتر برای رسیدن به استانداردهای غیرواقع‌بینانه، کمال‌گرایی و ایثار سوق می‌دهد. این ذهنیت فشاری طاقت‌فرسا بر فرد تحمیل می‌کند.

ر

روابط موضوعی Object Relations
نظریه‌ای روان‌پویشی که بر چگونگی شکل‌گیری الگوهای ارتباطی فرد بر اساس تجربیات اولیه‌ی او با مراقبان اصلی (موضوع‌ها) تاکید دارد. این بازنمایی‌های درونی بر روابط آینده فرد تاثیر می‌گذارند.
روان‌سنجی Psychometrics
شاخه‌ای از روان‌شناسی که به طراحی، اجرا و تفسیر آزمون‌های کمیِ متغیرهای روان‌شناختی مانند هوش، استعداد و ویژگی‌های شخصیتی می‌پردازد و بر دقت این اندازه‌گیری‌ها تمرکز دارد.
روایی validity
میزان دقتی است که یک آزمون، دقیقا همان چیزی را می‌سنجد که برای اندازه‌گیری آن طراحی شده است. یک ابزار ممکن است پایا باشد، اما اگر مفهوم موردنظر را نسنجد، روایی ندارد.
روایی سازه Construct Validity
میزان کفایت و دقت یک آزمون در سنجش یک مفهوم یا سازه‌ی نظری خاص (مانند هوش یا اضطراب) است. این روایی نشان می‌دهد که ابزار تا چه حد به نظریه‌ی زیربنایی خود پایبند است.
رویارویی همدلانه Empathic Confrontation
تکنیکی که درمانگر ضمن درک و اعتباربخشی به دلایل تاریخی رفتارهای ناسازگار مراجع، پیامدهای مخرب آن‌ها در زمان حال را گوشزد می‌کند. این کار تعادلی بین پذیرش و تغییر ایجاد می‌نماید.

ژ

ژنوگرام Genogram
نموداری ساختاریافته از شجره‌نامه‌ی خانواده که اطلاعات کلیدی درباره‌ی حداقل سه نسل را نشان می‌دهد. این ابزار برای ردیابی الگوهای رفتاری، بیماری‌ها و پویایی‌های ارتباطی در طول زمان استفاده می‌شود.

س

سرکوب Repression
یک مکانیسم دفاعی اولیه‌ است که در آن، فرد خاطرات، افکار یا امیال دردناک و غیرقابل‌قبول را به‌طور ناخودآگاه از حیطه‌ی آگاهی خود خارج می‌کند. این محتویات سرکوب‌شده همچنان در ناهشیار فعالند.
سوپرایگو Superego
بخشی از شخصیت که دربردارنده‌ی ارزش‌های اخلاقی، آرمان‌ها و وجدان است و معمولا از طریق والدین و جامعه درونی‌سازی می‌شود. سوپرایگو تلاش می‌کند تا رفتارهای فرد را در چارچوب کمال اخلاقی هدایت کند.

ط

طرحواره ناسازگار اولیه Early Maladaptive Schema
الگویی جامع، فراگیر و مخرب از خاطرات، هیجانات، شناخت‌ها و حواس بدنی است که در دوران کودکی یا نوجوانی شکل گرفته است. این الگوها برای بقای روانی در گذشته ایجاد شده اما در بزرگسالی ناکارآمدند.
طرحواره‌ی هیجانی Emotional Scheme
شبکه‌ای پیچیده از خاطرات، هیجانات، حواس بدنی و شناخت‌ها که به صورت ناخودآگاه پردازش شده و معنای تجربه‌ی فعلی را شکل می‌دهند. تغییر این طرحواره‌ها هدف اصلی درمان EFT است.
طغیان هیجانی Emotional Flooding
حالت برانگیختگی شدید فیزیولوژیک و روانی که در جریان تعارض زوجین رخ می‌دهد. در این حالت، ضربان قلب بالا رفته و فرد توانایی تفکر منطقی و حل مسئله را از دست می‌دهد.

ع

عمل متعهدانه Committed Action
برداشتن گام‌های عملی و پایدار در جهت ارزش‌های شخصی، حتی در حضور موانع روان‌شناختی مانند ترس یا تردید. این فرایند بر تغییر رفتار سازنده تاکید دارد.

ف

فرافکنی Projection
مکانیسم دفاعی که در آن فرد ویژگی‌ها، احساسات یا انگیزه‌های نامطلوب و غیرقابل‌قبول خود را به دیگران نسبت می‌دهد. این کار به فرد کمک می‌کند تا از اضطراب مواجهه با کاستی‌های خود فرار کند.
فراموشی تجزیه‌ای Dissociative Amnesia
ناتوانی در به یاد آوردن اطلاعات مهم شخصی، معمولا از نوع استرس‌زا یا آسیب‌زا، که فراتر از فراموشی معمولی است. این اختلال اغلب مکانیسمی برای مقابله با تروما محسوب می‌شود.
فرمول‌بندی موردی Case Formulation
تبیین بالینی یکپارچه‌ای از چگونگی شکل‌گیری و تداوم مشکلات مراجع بر اساس یک رویکرد نظری خاص است. فرمول‌بندی فراتر از تشخیص رفته و نقشه‌ی راه درمان را مشخص می‌کند.
فشار (در ISTDP) Pressure
تشویق مداوم و حمایتگرانه‌ی درمانگر برای اینکه مراجع بر روی وظیفه‌ی درمانی، احساسات و تجربه‌ی درونی خود متمرکز بماند. این کار معمولا باعث افزایش اضطراب و بروز دفاع‌ها می‌شود.
فعال‌سازی رفتاری Behavioral Activation
مداخله‌ای درمانی برای افسردگی است که بر افزایش مشارکت فرد در فعالیت‌های مثبت و پاداش‌دهنده تمرکز دارد. هدف آن شکستن چرخه‌ی انزوا و بهبود خلق از طریق رفتار است.

ک

کار با صندلی Chair Work
تکنیکی تجربی مبتنی بر نقش‌آفرینی که برای گفتگو بین ذهنیت‌های مختلف (مثلا والد تنبیه‌گر و کودک آسیب‌پذیر) استفاده می‌شود. این روش به برون‌سازی و مدیریت تعارضات درونی کمک می‌کند.
کار ناتمام Unfinished Business
احساسات ابرازنشده یا گره‌های هیجانی حل‌نشده‌ی مرتبط با افراد مهم زندگی که در گذشته باقی مانده‌اند. این مسائل معمولا به صورت رنجش یا غم مداوم در زندگی فعلی اختلال ایجاد می‌کنند.
کارت‌های مقابله‌ای Coping Cards
کارت‌های فیزیکی یا دیجیتالی کوچکی هستند که مراجع روی آن‌ها پاسخ‌های سازگارانه به افکار منفی یا دستورالعمل‌های رفتاری را می‌نویسد. مرور این کارت‌ها در مواقع بحرانی، دسترسی به مهارت‌ها را آسان می‌کند.
کناره‌گیر Withdrawer
نقشی در چرخه‌ی منفی که در آن فرد برای مدیریت استرس و جلوگیری از درگیری، از نظر هیجانی یا فیزیکی عقب‌نشینی می‌کند. این رفتار باعث تشدید اضطراب فرد دنبال‌کننده می‌شود.

گ

گذرهراسی Agoraphobia
ترس و اجتناب از مکان‌ها یا موقعیت‌هایی است که فرار از آن‌ها دشوار بوده یا در صورت بروز علائم وحشت‌زدگی کمکی در دسترس نیست. این شامل ترس از فضاهای باز، فضاهای بسته یا استفاده از وسایل نقلیه‌ی عمومی می‌شود.
گفتار تغییر Change Talk
هرگونه اظهارنظری از سوی مراجع که نشان‌دهنده‌ی تمایل، توانایی، دلایل یا نیاز او به تغییر رفتار باشد. درمانگر سعی می‌کند این نوع گفتار را در مراجع استخراج و تقویت کند.
گفتار حفظ وضع موجود Sustain Talk
اظهارات مراجع که نشان‌دهنده‌ی دلایل او برای حفظ رفتار فعلی و عدم تمایل به تغییر است. برخلاف رویکردهای سنتی، درمانگر با این اظهارات مخالفت مستقیم نمی‌کند.
گفتگوی دو صندلی Two-Chair Dialogue
تکنیکی در EFT که در آن مراجع بین دو صندلی جابه‌جا می‌شود تا بخش‌های متعارض درون خود را (مانند بخش سرزنش‌گر و بخش تجربه‌گر) به گفتگو و آشتی وادارد.

م

مثلث تعارض Triangle of Conflict
مفهومی در رویکرد ISTDP که نشان می‌دهد چگونه احساسات پنهان، اضطراب ناخودآگاه را تحریک کرده و منجر به استفاده از مکانیسم‌های دفاعی می‌شود. درمانگر از این الگو برای تشخیص و مداخله استفاده می‌کند.
مثلث شخص Triangle of Person
نشان‌دهنده‌ی ارتباط الگوهای تعارض روانی در سه حوزه‌ی زندگی فرد است: رابطه‌ی فعلی با درمانگر، روابط فعلی زندگی، و روابط گذشته با اشخاص مهم. اتصال این سه حوزه به بینش عمیق کمک می‌کند.
مثلث‌سازی Triangulation
فرایندی که در آن دو عضو از خانواده برای کاهش تنش در رابطه‌ی دونفره‌ی خود، شخص سومی (مانند یک کودک) را وارد تعارض می‌کنند. این الگو باعث کاهش موقت اضطراب اما تداوم مشکل اصلی می‌شود.
مجسمه‌سازی خانواده Family Sculpting
تکنیکی تجربی که در آن یکی از اعضا با قرار دادن فیزیکی سایر اعضای خانواده در موقعیت‌ها و ژست‌های خاص، برداشت فضایی و هیجانی خود را از روابط خانوادگی به تصویر می‌کشد.
مداخله‌ی متناقض Paradoxical Intervention
تکنیکی که در آن درمانگر به جای تلاش برای تغییر مستقیم یک رفتار مشکل‌ساز، به خانواده دستور می‌دهد تا آن رفتار را به صورت اغراق‌آمیز انجام دهند. این کار معمولا مقاومت را شکسته و پویایی سیستم را تغییر می‌دهد.
مدل فعال درونی Internal Working Model
چارچوب شناختی و بازنمایی ذهنی پایداری که کودک از خود، دیگران و روابط بر اساس کیفیت تعامل با مراقبان اولیه می‌سازد. این مدل، انتظارات فرد از روابط آینده را شکل می‌دهد.
مرزها Boundaries
قوانین نامرئی که تعیین می‌کنند چه کسانی و چگونه در زیرسیستم‌های خانواده مشارکت داشته باشند. مرزهای سالم به اعضا اجازه می‌دهند تا همزمان احساس تعلق و استقلال داشته باشند.
مسخ شخصیت / مسخ واقعیت Depersonalization / Derealization Disorder
احساس جدا شدن از خود (مسخ شخصیت) یا احساس غیرواقعی بودن محیط اطراف (مسخ واقعیت). در این حالت، فرد احساس می‌کند مانند یک ناظر بیرونی در حال تماشای زندگی خود است.
مصاحبه بالینی Clinical Interview
ابزار اصلی ارزیابی که در آن بالینگر از طریق گفتگوی هدفمند، اطلاعاتی درباره‌ی تاریخچه، علائم، عملکرد و وضعیت فعلی مراجع جمع‌آوری می‌کند تا به تشخیص و طرح درمان برسد.
معاینه وضعیت روانی Mental Status Examination
ارزیابی مقطعی و ساختاریافته از عملکردهای رفتاری و شناختی فعلی مراجع شامل ظاهر، گفتار، خلق، تفکر و ادراک است. این معاینه معادل معاینه‌ی فیزیکی در پزشکی است.
مقاومت Resistance
هرگونه نیروی آگاهانه یا ناخودآگاه از سوی مراجع که در برابر فرایند درمان، یادآوری خاطرات دردناک یا تغییرات روانی مانع ایجاد می‌کند. مقاومت خود حاوی اطلاعات مهمی برای درمانگر است.
مقیاس لیکرت Likert Scale
یک فرمت رایج در پرسشنامه‌های روان‌سنجی که در آن پاسخ‌دهندگان میزان موافقت یا مخالفت خود را با یک گزاره روی یک پیوستار (مانند از کاملا مخالف تا کاملا موافق) مشخص می‌کنند.
مکانیسم دفاعی Defense Mechanism
استراتژی‌های روانی ناخودآگاهی هستند که ایگو برای محافظت از خود در برابر اضطراب ناشی از تعارضات درونی یا واقعیت‌های بیرونی به کار می‌گیرد. استفاده‌ی مفرط از آن‌ها می‌تواند آسیب‌زا باشد.
منطقه‌ی تقریبی رشد Zone of Proximal Development
مفهومی در نظریه ویگوتسکی که فاصله‌ی بین سطحی از عملکرد که کودک به تنهایی می‌تواند انجام دهد و سطحی که با هدایت یک فرد ماهرتر می‌تواند به آن برسد را توصیف می‌کند.
مواجهه Exposure
تکنیکی است که در آن فرد به صورت تدریجی یا مستقیم با محرک‌ها یا موقعیت‌های اضطراب‌آور روبرو می‌شود. هدف از این کار، کاهش پاسخ ترس از طریق خوگیری و یادگیری جدید است.
موقعیت ناآشنا Strange Situation
یک روش آزمایشگاهی طراحی‌شده توسط مری اینزورث برای ارزیابی الگوهای دلبستگی در کودکان نوپا است که واکنش کودک را به جدایی از مراقب و رویارویی با غریبه بررسی می‌کند.
مهارت‌های اورز OARS Skills
چهار مهارت ارتباطی پایه‌ای در مصاحبه‌ی انگیزشی که شامل پرسش‌های بازپاسخ، تاییدها، بازتاب‌ها و خلاصه‌سازی‌ها می‌شود. این مهارت‌ها برای ایجاد فضای همدلانه و اکتشافی به کار می‌روند.

ن

ناامیدی خلاق Creative Hopelessness
مرحله‌ای در ابتدای درمان ACT که مراجع متوجه می‌شود تلاش‌های قبلی او برای کنترل هیجانات نه‌تنها بی‌فایده بوده، بلکه مشکل را بدتر کرده است. این بینش، راه را برای استراتژی‌های جدید باز می‌کند.
ناهشیار Unconscious
بخشی از ذهن که حاوی افکار، خاطرات، امیال و تکانه‌هایی است که خارج از آگاهی فعلی فرد قرار دارند. این محتویات غالبا به دلیل ماهیت تهدیدکننده‌شان واپس‌رانده شده‌اند اما بر رفتار تاثیر می‌گذارند.
نشانگر هیجانی Emotion Marker
نشانه‌های کلامی یا غیرکلامی در رفتار مراجع که نشان‌دهنده‌ی آمادگی او برای کار روی یک مشکل خاص هیجانی است. درمانگر با شناسایی این نشانگرها، مداخله‌ی مناسب را انتخاب می‌کند.
نظریه‌ی ذهن Theory of Mind
توانایی درک این موضوع که دیگران نیز دارای افکار، باورها، احساسات و مقاصدی متفاوت از ما هستند. این مهارت شناختی برای همدلی و موفقیت در تعاملات اجتماعی ضروری است.
نقشه‌های عشق Love Maps
بخشی از مغز شرکای عاطفی که اطلاعات مرتبط با دنیای درونی، علاقه‌مندی‌ها، نگرانی‌ها و تاریخچه‌ی شخصی فرد مقابل در آن ذخیره می‌شود. به‌روزرسانی مداوم این نقشه‌ها پایه‌ی صمیمیت است.

ه

هراس خاص Specific Phobia
ترس شدید، غیرمنطقی و مداوم از یک شیء یا موقعیت خاص است. مواجهه با آن محرک، بلافاصله واکنش اضطرابی شدیدی را در فرد ایجاد می‌کند.
هگزافلکس Hexaflex
مدلی شش‌ضلعی در رویکرد ACT که شش فرایند اصلی انعطاف‌پذیری روان‌شناختی (پذیرش، گسلش، خود مشاهده‌گر، تماس با حال، ارزش‌ها و عمل متعهدانه) را به صورت تعاملی نشان می‌دهد.
هم‌ایستایی Homeostasis
تمایل سیستم خانواده به حفظ ثبات، تعادل و الگوهای آشنای خود، حتی زمانی که این الگوها ناکارآمد یا بیمارگونه باشند. خانواده‌ها برای حفظ این تعادل در برابر تغییر مقاومت نشان می‌دهند.
هم‌جوشی‌زدایی شناختی Cognitive Defusion
فرایند جدا شدن از افکار و مشاهده‌ی آن‌ها به عنوان صرفا کلماتی در ذهن، نه به عنوان حقایق مطلق. این مهارت کمک می‌کند تا سلطه و تاثیر مخرب افکار منفی بر رفتار کاهش یابد.
هم‌سویی با مقاومت Rolling with Resistance
استراتژی کلیدی در مصاحبه‌ی انگیزشی که درمانگر به جای بحث یا تقابل با مقاومت مراجع، با آن همراهی کرده و دیدگاه او را می‌پذیرد. این کار از ایجاد گارد دفاعی جلوگیری می‌کند.
هم‌نوازی همدلانه Empathic Attunement
توانایی درمانگر برای ردیابی مداوم و درک عمیق تجربه‌ی هیجانی لحظه‌به‌لحظه‌ی مراجع. این ارتباط امن به مراجع کمک می‌کند تا تجربیات درونی خود را بهتر کاوش کند.
هنجارها Norms
داده‌های مرجعی هستند که از اجرای آزمون بر روی یک نمونه‌ی معرف از جامعه به دست می‌آیند. نمره‌ی خام هر فرد با مقایسه شدن با این هنجارها معنا و تفسیر پیدا می‌کند.
هویت در برابر سردرگمی نقش Identity vs. Role Confusion
پنجمین مرحله از نظریه‌ی رشد روانی‌ـ‌اجتماعی اریکسون است که در دوره‌ی نوجوانی رخ می‌دهد. فرد در این مرحله باید به درکی منسجم از خود، ارزش‌ها و مسیر آینده‌اش دست یابد.
هیجان ابزاری Instrumental Emotion
هیجانی است که به صورت ناآگاهانه برای تاثیرگذاری بر دیگران یا دستکاری موقعیت ابراز می‌شود، مانند گریه کردن برای فرار از مسئولیت. این هیجان‌ها بیانگر تجربه‌ی اصلی فرد در آن لحظه نیستند.
هیجان اولیه Primary Emotion
اولین و بنیادی‌ترین واکنش هیجانی فرد به یک موقعیت در لحظه‌ی اکنون است. این هیجانات معمولا انطباقی و راهنمای مفیدی برای درک نیازهای اصلی فرد هستند.
هیجان ثانویه Secondary Emotion
واکنشی هیجانی است که در پاسخ به هیجان اولیه شکل می‌گیرد و اغلب برای پوشاندن آن به کار می‌رود. برای مثال، ابراز خشم ثانویه هنگامی که فرد در درون احساس ترس یا شرم اولیه دارد.